تحقیق در مورد فرهنگ بومی

فرهنگ بومی چیست ؟

فرهنگی است متشکل از آداب، رفتارها، اعتقادات، هنرها، ارزش های یک جامعه ی خاص که توسط افراد همان جامعه ، بدون دخالت عامل بیرونی به وجود آمده، حفظ و مصرف می شود و نیز به واسطه ی افراد جامعه از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. از مصداق های این نوع فرهنگ می توان به رفتار خاص یک قوم درمورد مسائل دینی ومذهبی،قصه ها وافسانه های عامیانه، موسیقی بومی – محلی ، صنایع دستی، هنجارهای خاص آن قوم در معاشرت با دیگران اشاره کرد. این نوع فرهنگ چون در یک سیر تکاملی طبیعی و بنا به نیازهای واقعی شکل گرفته و نسبت بیشتری باجغرافیا دارد به ندرت دچار اضمحلال شده و به همین جهت آن را اصیل به شمار می آورند.

فرهنگ بومی همانند بسیاری از فرهنگ‌ها در جهان یک فرهنگ محلی ـ منطقه‌ای است که دارای مرز معین فرهنگی است. افراد بومی از طریق آن خود را با دیگران غیر بومی متمایز می‌کنند و برای این تمایز ویژگی‌های فرهنگی ـ اجتماعی ـ محیطی‌ای وجود دارد که را دارای یک فرهنگ معین کرده و ما به دلیل حضور دلالت‌های توپولوژیک و محیطی آن را فرهنگ بومی نام‌گذرای کردیم.

هر فرهنگی در قالب فرهنگی خود دارای هویت مربوط به آن فرهنگ می‌باشد. فرهنگ بومی نیز به دلیل نام نهادن فرهنگ برای آن می‌تواند در ساختار درونی خود هویتی به افراد بدهد که از آن می‌توان به‌ نام هویت بومی نام برد. هویت بومی برگرفته از فرهنگ بومی  که لااقل می‌توان در بخش‌هایی تمایز بین آن با فرهنگ هم‌جوار را یافت. حال سؤال اصلی این است که اصلاً چرا ما گفتیم هویت بومی، نه هویت فرهنگی، برای این مسأله ابتدا لازم است ما بوم را بشناسیم.

 

تهدید فرهنگ بومی

درمقابل فرهنگ بومی ، فرهنگ توده قرار دارد که علیرغم اینکه مورد پذیرش و پسند توده ی مردم قرار می گیرد اما دو عامل مهم، آن را از فرهنگ بومی جدا می کند. نخست اینکه برپایه های اقتصادی وتجاری استوار است ودیگر اینکه ازسوی عوامل بیرونی ،بریک جامعه تحمیل می شود و« مخاطبان این فرهنگ، مصرف کنندگان منفعلی هستند که مشارکتشان به انتخاب از میان خریدن و نخریدن ختم می شود»

برای این فرهنگ می توان پایگاه هایی را متصور شد که خارج از فضای جامعه، به منظور کسب منفعت وحفظ جایگاه و موقعیت طبقاتی خود،نیازهای فرهنگی توده ی مردم را شناسایی کرده ونیز نیازهای جدیدی را به وجود آورده وبرای تأمین آن ها وارد عمل می شوند. این فرهنگ با نفوذ و تحت شعاع قرار دادن فرهنگ بومی، تفاوت های فردی ،قومی و تفکر مستقل را مورد تهدید قرار داده ونوعی یکدستی و یکسان بودگی پوسته ای را برجامعه تحمیل می کند. بخش وسیعی از این تحمیل به واسطه ی رسانه های ارتباط جمعی شکل می گیرد به طوری که می توان گفت «سخن گفتن از فرهنگ های مدرن اخیر به معنای سخن گفتن از فرهنگ رسانه ای است»

جذب توده ی مردم به این فرهنگ به دلیل پرداختن به نیازهای این زمانی مردم  سرعت زیادی دارد  و این امر برای فرهنگ بومی یک تهدید جدی است.

https://tahgigkon.ir/wp-content/uploads/2018/04/1745818.jpg

حال باید توجه داشت که یکی از مهمترین راه های مقاومت در برابر این تهدیدها، ایجاد یک دموکراسی فرهنگی است که تحت لوای آن همه ی فرهنگ های بومی بتوانند در کنار هم با حفظ تفاوت ها و ویژگی های خاص خود به رشد و بالندگی برسند.

پتانسیل‌ ها و منابع هویت‌ سازی بومی

مکان، فضا، زمان، فرهنگ از مهم‌ترین منابع هویت‌ساز هستند. هرگونه هویت فردی و اجتماعی نیازمند تداوم فردی و اجتماعی است. این تداوم زمانی صورت می‌گیرد که گذشته معناداری وجود داشته باشد. از طرفی دیگر فرهنگ نیز مهم‌ترین و غنی‌ترین منبع هویت‌سازی است. تا زمانی‌که فرهنگ و مخزن فرهنگی و خمیره های فرهنگی و نمادها و نشانه‌ها در فرهنگ وجود نداشته باشد؛ هویت شکل نمی‌گیرد.

سخن از فرهنگ به واقع کاری سهل و ممتنع است . شاید به تعداد دانشمندان علوم اجتماعی و انسانی برای سؤال ” فرهنگ چیست ” پاسخ موجود باشد

 

اما جمع میان تمامی آنها عبارتست از :

” مجموعه آداب و عادات و رسوم و هنجارهای اخلاقی و دینی و باورهای یک ملت ” . آنتونیو گرامشی فرهنگ را یک دانش دائرهالمعارفی و انسانها را نیز صرفاً ظروفی پرشده از اطلاعات تجربی و توده ای از حقایق خام نامرتبط نمی داند بلکه برپایه خود شناسی و آشنا شدن با خویشتن برتر خود دانسته می گوید :  ” فرهنگ سازمان است ، نظم درونی فرد است ، شکل دادن به شخصیت خود است ، فرهنگ نیل به آگاهی بالاتریست که به کمک آن شخص به درک ارزش تاریخی خود و عملکرد خود در زندگی و حقوق و وظایفش توفیق می یابد ” .

او نقد را موجب شکل گیری خودآگاهی می داند و در نهایت از ” نقد ” به فرهنگ میرسد . دقت در هردو تعریف علیرغم رویکرد انقلابی گرامشی ، وجه تشابهی را میان آن ها نشان می دهد .

برخی فرهنگ و تمدن را یکی می دانند و بجای هم ایندو واژه را استعمال می کنند و دیگرانی از قبیل  ” نیکی . آر . کدی ” فرهنگ را به دو بخش مادی و معنوی تقسیم کرده تمدن را فرهنگ مادی می دانند .

 

 

امروز به مدد فن آوری های نوین ارتباطی نه فقط شاهد متأثر شدن وجوه مختلف فرهنگ از مؤلفه های تمدنی هستیم بلکه فرهنگ های گوناگون به سرعت از هم تأثیر می پذیرند و قریب به دو دهه است که اصطلاح فرهنگ جهانی همراه با نظم یا نظام نوین جهانی کاملاً در اذهان جای گیر و همین خود موجب بروز نگرانی هایی شده است ، در حالیکه قرار نبوده و نیست  همه مثل هم باشند

چنین چیزی را خدا نیز نخواسته است :

” انا جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ” . سه یا چهار سال پیش سینماگران فرانسه از سیطره هالیوود بر صنعت سینمای جهان اظهار نگرانی کرده اند و پیشتر از آن در کشورمان – با بسامد بسیار – از تهاجم فرهنگی غرب علیه فرهنگ ایرانی و اسلامی سخن رفته و می رود . از یک طرف عدم توجه به ماهیت فرهنگ و موجودیت تاریخ مند آن و از طرف دیگر وجود سابقه استعمار ملت ها به همین بهانه ها موجب پیدایی چنین نظرگاهی شده است ، اما جوامع انسانی جزیره هایی از هم دورافتاده نیستند و لاجرم به واسطه ارتباطات در معرض اختلاط فرهنگی قرار می گیرند و از آن گریزی نیست .

” والتر هینتس ” از جمله مورخانی است که به صراحت از نفوذ فرهنگ ایرانی در سلسله های مهاجم و حاکم بر کشور ایران نام می برد که پس از مدتی جادوی ایران دست به کار شده و حکومت رنگ و بوی کاملاً ایرانی بخود می گرفته است . مردم شناسان می گویند در بخش هایی از اسپانیا که زمانی تحت اداره مسلمانان بود ، امروز هم در میان تعارفات معمول این سخن جاری است که :  ” بفرمائید ، منزل متعلق به شماست ” !

 

ایا باید نگران تاثیرپذیری فرهنگ بومی باشیم ؟

هم بله و هم نه . بله ، بخاطر اینکه جای تأسف دارد که باورها و رفتارهای جوانمردانه و پر از عطوفت و مهر و همبستگی تحت تأثیر مناسبات رفتاری فرد محورانه ترک شود و نه ، بخاطر آنکه چه اشکالی دارد احترام به حقوق همدیگر و پذیرفتن مسئولیت های هر فرد در اجتماع را در مجموعه باورها و رفتارهای خود وارد کنیم؟ نباید فراموش کرد که احترام به فرد و حقوق او روح مدرنیته است و بدون آن نمی توان مدرن زیست ، شاید حداکثر  بتوان به مدرنیزم در جامعه رسید . فرق میان مدرنیته و مدرنیزم مثل فرق میان احترام به حقوق فرد و فردمحوری است .

در هرحال گسترش و عمق بخشیدن به ظرفیت های فرهنگ ملی –  در عرصه جهانی – و مؤلفه های فرهنگ بومی – در عرصه داخلی – باید مدنظر قرار گیرد ، تنها از این راه است که مبانی فرهنگ در یک جامعه مستحکم و ماندگار می گردد و به همین خاطر قدرت نفوذ پیدا می کند . وقتی صحبت از گسترش و عمق بخشیدن می کنیم لاجرم نگاهی به متولیان امر در جامعه داریم .

 

 

زایش از دل اصالت ها یعنی چه ؟

صرف تکرار آنچه سنت نامیده شده است چیزی بجز درجا زدن نیست و حداکثر فقط گذشته را حفظ می کند اما سرمایه ای برای امروز و آینده نخواهد بود . موزه ای را ماند که فقط آثار گذشتگان را در خود دارد بی نمایش آثار معاصرین و امروزیان . باید با نوآوری در شکل یا محتوا و یا هردو ضمن حفظ اصالت سنت بقای آنرا تضمین نمود . مثل فرش سنتی و تابلو فرش هایی که امروز خلق می شود.

 

فضای مناسب برای خلاقیت نسل امروز چه ویژگیهایی دارد ؟

اول اعتماد به اوست . دوم حمایت از آثار اوست . سوم وجود برنامه ای است مدون با اهداف و سیاست ها و خط مشی ها و منابع لازم .

آیا امروز اعتمادی شایسته و بایسته در حق کارگزاران و فعالان فرهنگ روا داشته می شود ؟ ایجاد مضایق گوناگون سزاوار اهل فرهنگ نیست . روایت آثار مکتوبی که در انتظار مجوز چاپ مانده یا پس از چاپ اول و دوم نیاز به مجوز دوباره دارند ، نگفتنیست . آیا خواننده ایرانی باید آثار نویسندگان خود را به زبان خارجی بخواند ؟ خلاقیت فضایی باز و گشوده می طلبد .

حمایت جدی از اهل هنر و ادب وظیفه متولیان فرهنگ است . گفته می شود در ورزش آماتور هستیم ، اینجا هم آماتور هستیم . هیچ یک از  این قبیله از هنرش بقاعده نان نمی خورد . خاموشی در غربت یا در عزلت و تنهایی فرجام ناگزیر آنانست . حمایتی اگر باشد یا استثناء است یا منجر به ترویج فرهنگ قلب و ناسره می شود . نگاهی به وضعیت موجود و کم و کاست امکانات تخصیص یافته و نبود سیاست های حمایتی و تنظیم کننده ، ترسیم گر فضایی است تاریک که بجای روشن نگهداشتن آن هر ازگاهی عبور شهابی لحظه ای آنرا روشن می کند . بماند که اهل قلم و هنر مشکوه در دست چه به جان می زنند .

https://tahgigkon.ir/wp-content/uploads/2018/04/en1959.jpg

جهانی شدن و استحاله فرهنگ بومی

نزاع بین دو فرهنگ غربی و اسلامی در طول تاریخ، ادامه داشته است . گسترش سریع اسلام تا قلب اروپا، تاب تحمل را از پاپ ها که به مسیحی کردن جهان می اندیشیدند، ربود، و آنان را به افروختن جنگ های ۱۷۴ ساله صلیبی تشویق کرد . پایان جنگ با شکست اروپا همراه بود، ولی آنان از فرهنگ و علم و دانش مسلمین بهره ها بردند و بدین سان پایه های تمدن صنعتی خود را بر اساس آن، پی ریزی کردند . هنگامی که انسان غربی از سلطه کلیسایی قرون وسطایی رهایی یافت، در پی ایجاد بهشت، بر روی زمین به استعمار ماورای اروپا پرداخت .

تحولات نو و جدید قرن ۲۰ که در شکل دو جنگ جهانی و پیدایش سوسیالیسم متبلور گشت، فقط شکل استعمار را تغییر داد، و اهمیت کاربردی وسیع انرژی نفت، شوق غربیان را بر انگیخت، تا به استحاله فرهنگ های بومی در فرهنگ غربی همت گمارند . ویژگی های ممتاز جهان اسلام از حیث معادن، موقعیت استراتژیک و جغرافیایی و خاصه دارا بودن نفت، آن را از قدیم الایام، کانون توجه غرب قرار داده است،

و ایران، علاوه بر دارا بودن آن ویژگی ها، در سال های اخیر از اهمیت ام القرای اسلامی نیز برخوردار شده است . نقشه های دشمنان اسلام در شکل طرح های نو با پشتوانه مالی و حمایتی دولت ها علیه اسلام بی وقفه ادامه دارد . این نقشه ها حاکی از فکر و اندیشه رهبران غرب برای نابودی اسلام است; اما آنچه تهاجم غرب را در این موقعیت زمانی تشدید کرده است، نابودی کمونیسم و احیای مجدد تفکر اسلامی است . بی تردید گسترش نظم نوین جهانی یا همان جهانی شدن به زعامت آمریکا، بیشتر بر استحاله فرهنگی جهان ماورای آمریکا استوار است. چرا که حوزه فرهنگ بیش از سایر حوزه ها، در سیطره نفوذ آمریکا قرار دارد .

 

تحول خواهی اسلامی با پشتوانه فرهنگ بومی

نخستین اثر فرهنگی انقلاب احیاء اسلام و مطرح کردن آن در دنیا به عنوان یک مکتب حیات بخش بود. یکی از راهبردهای اصلی رژیم پهلوی، اسلام زدایی ازساحت سیاست، اقتصاد و فرهنگ بوده است.

انقلاب اسلامی برپایه فرهنگ دینی و با هدف حاکمیت ارزش های اسلامی و انسانی شکل گرفت و یک انقلاب ارزشی محسوب می شود. تحول درارزش ها از مهم ترین آرمان های انقلاب اسلامی است که در بند اول اصل سوم قانون اساسی به عنوان یکی از اهداف اصلی دولت جمهوری اسلامی برشمرده شده است و دولت وظیفه دارد همه امکانات خود را برای ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی به کار گیرد.

مقایسه وضعیت کشور از لحاظ فرهنگی و اخلاقی با قبل از انقلاب بیانگر پیشرفت زیادی است که انقلاب اسلامی درترویج اخلاق و آموزه های دینی داشته است.
امروز دربرخی شبهه افکنی ها آنچه موجب شده که نقش انقلاب اسلامی درترویج اخلاق و آموزه های دینی نادیده گرفته شود، وجود پاره ای ازمفاسد اخلاقی و معضلات فرهنگی درکشور است که تهاجم فرهنگی و تبلیغات منفی استکبارجهانی و برخی بزرگنمایی ها، به آن دامن زده و پیشرفت های به دست آمده را تحت الشعاع خویش قرار داده است. استکبار تلاش می کند این طور بنمایاند که انقلاب اسلامی هیچ نقشی درترویج اخلاق در آموزه های دینی نداشته است.

البته کسی منکر نواقص ومشکلات فرهنگی موجود در جامعه نیست و هیچگاه وضعیت فعلی کشور را وضعیت آرمانی و مطلوب نمی داند، اما این به معنای نادیده گرفتن پیشرفت های کشور در زمینه های فرهنگی نیست و نباید پیشرفت های به دست آمده درپرتو انقلاب اسلامی را در زمینه های فرهنگی نادیده گرفت.

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.