تـحـقـیـق کـن
تحقیق و مقالات دانش آموزی و دانشجویی

خاک مناطق مختلف آب و هوایی

تیپهای خاک مناطق مختلف جغرافیایی جهان

الف- خاکهای حاره ای و مجاور حاره ای

تقریبا ۲۵ درصد سطح کره زمین را مناطق حاره ای اشغال کرده است. در تشکیل خاکهای حاره ای آب و هوا و رستنیها بیش از سایر عوامل موثر هستند.

در این مناطق درجه حرارت ماهیانه در سردترین ماه بالای ۱۸ درجه سانتیگراد است بعلاوه خصوصیات دیگری نیز این مناطق دارند که عبارتند از: نوسان کم درجه حرارت، باران سالیانه زیاد، نبود فصل خزان، وجود پوشش گیاهی و جنگلی انبوه و همیشه سبز، تجزیه سنگها و شستشوی سریع بازها.

خاکهای مناطق حاره ای با خاکهای مناطق قطبی بعللی که در بالا توضیح داده شد متفاوت است. چون آب و هوای قطبی دارای زمستانهای سرد و طولانی است، از این رو ضخامت خاک مناطق مزبور فوق العاده کم است، اما آب و هوای حاره ای واقعی باعث تخریب بسیار زیاد سنگها شده و درنتیجه ضخامت خاکهای آن خیلی زیاد است.

تخریب در این مناطق بیشتر شیمیایی است درصورتی که در مناطق قطبی تخریب بیشتر بصورت مکانیکی صورت می گیرد.


دوره یخبندان، در تکامل خاکهای حاره ای خللی وارد نیاورده بلکه فقط تکامل آن را تغییر داده است. بنابراین خاکهای حاره ای در حقیقت بسیار قدیمی تر از خاکهای قسمت اعظم اروپا یا قسمتهای دیگر جهان است.

تیپهای مختلف خاک:

الف) تقسیم بندی بر اساس نوع ماده:
چنانچه سنگ مادر کربناتی نباشد خاکهای زیر تشکیل می شود:

۱- لیمونهای قرمز: این خاک چسبنده و دارای مقدار زیادی کائولینیت است.۲- خاکهای سرخ به معنای واقعی: دانه بندی این خاک ریز است و به آسانی خرد می شود. اسید سیلیسیلک، در خاکهای سرخ به شدت شسته شده و همچنین از بازها فقیر هستند.
۳- خاکهای سرخ لاتریتی: که در به مقدار زیادی اکسید آلومینیوم آزاد وجود دارد. این خاکها در آب و هوای مرطوب که دوره خشکی آنها زیاد طولانی نباشد، تشکیل می شود.

ب) تقسیم بندی بر اساس آب و هوا، رستنیها و شستشوی خاک:

۱- خاکهای سرخ ساوانی: که در آب و هوای متغیر مرطوب تشکیل شده و به اندازه کافی حاصلخیز است.
۲- لیمونها سرخ: این خاک شستشو یافته، از لحاظ باز فقیر و در مناطق جنگلهای همیشه سبز آب و هوای مرطوب یافت می شود.
۳- خاکهای لاتریتی: مانند خاکهای سرخ لاتریتی هستند.
۴- لاتریتهای واقعی

 

ب- خاکهای استپی علف بلند ( چرنوزیم و خاکهای مشابه آن )

چرنوزیم و خاکهای مشابه آن بیشتر تحت تاثیر آب و هوا و رستیها پیدایش می یابد.
در اکراین، قسمت مرکزی ایلات متحده آمریکا، سیبری جنوبی و همچنین در زیر بقایای گیاهان استپی آلمان، خاکهایی وجود دارد که به آنها خاکهای سیاه استپی یا چرنوزیم ( Tschernosem ) می گویند.

این خاک از افقهای A و C تشکیل شده است که افق A به رنگ خاکستری سیاه و دارای بافت بسیار خوبی است که در مقابل عوامل مکانیکی مانند باران، یخبندان و غیره از خود مقاومت نشان می دهد.

این دارای سوراخها و منافذ ریز فراوانی است که تا ۶۰ درصد حجم خاک را اشغال می کند و دارای موجودات زنده فراوانی است. ضخامت این افق تا ۱۵۰ سانتیمتر نیز می رسد. افق A دارای مقدار هوموس کمی است و حداکثر به ۱۰ درصد می رسد.

نسبت کربن به نیتروژن ۸ تا ۱۲ بوده و PH آن تقریبا ۵/۶ تا ۷ است. این افق فاقد کربنات کلسیم است. افق C که سنگ مادر چرنوزیم را تشکیل می دهد، اغلب از لس است.

 

شرایط تشکیل چرنوزیم:

این خاکها در آب و هوای خشک تشکیل می شوند. زمستانهای سخت و تابستانهای گرم از مشخصه های این تیپ آب و هوا می باشد. در منطقه تشکیل چرنوزیم مقدار بارش سالیانه در حدود ۳۵۰ تا ۵۰۰ میلیمتر است و بیشتر در اوایل بهار می بارد.

 

ج- خاکهای مناطق خشک ( خاکهای استپی علف کوتاه، خاکهای بیابانی و نیمه بیابانی )

در اینجا آب و هوا و رستنیها عامل اصلی تشکیل دهنده خاک است.

– تاثیر عمومی آب و هوای خشک:

این مناطق آب و هوایی در نیمکره شمالی از آفریقای شمالی شروع شده، از عربستان و آسیای مرکزی گذشته تا چین شمالی ادامه می یابد. در نیمکره جنوبی شامل قسمتهایی از شمال شیلی، آرژانتین، آفریقای جنوبی و استرالیا می شود. این آب و هوا که تقریبا یک چهارم از کره زمین را در بر می گیرد، از لحاظ تشکیل خاک و کشاورزی دارای مشخصات زیر است:

۱- نزولات جوی کمتر از تبخیر است، ریزش باران در آانجا بیشتر بصورت حادثه ای بوده و تبخیر زیاد و بالا آمدن آب باعث جمع شدن بازها در خاک می شود.
۲- خشکی هوا در آنجا شدید و جمعیت آن کم است.
۳- اختلاف زیاد درجه حرارت در این مناطق، سبب تخریب فیزیکی شدید سنگها می شود.
۴- پوشش گیاهی آن در مقایسه با مناطق معتدلع گرم و مرطوب کمتر است و هر چه از مناطق استپ جنگلی به طرف مناطق بیابانی پیش برویم، پوشش گیاهی به تدریج رو به کاهش می رود، به این صورت که استپ درختی رفته رفته به استپ بوته ای و سپس بتدریج به استپ علفی و بعد به مناطق نیمه بیابانی و آنگاه به مناطق بیابانی می رسیم. جنگلها، محدود به خاکهایی می شود که دارای آب اضافی ( آب زیرزمینی و آب ذخیره فصلی ) باشند.
۵- خاکهای مناطق خشک، همیشه از کاتیونها ( کلسیم، منیزیم و سدیم ) اشباع شده است و نمک موجود در آب زیرزمینی نیز برای تشکیل خاک اهمیت دارد.

IMG13235008 - خاک مناطق مختلف آب و هوایی

نمونه هایی از خاکهای مناطق خشک:

 

۱- خاکهای بلوطی رنگ:

آنها خاکهای استپهای علف کوتاه است و از لحاظ ساختمان و رنگ با خاکهای سیاه استپی متفاوت است.

این خاکها به علت خشکی زیاد آب و هوا از لحاظ تشکیل هوموس، کیفیت هوموس و دانه بندی به خوبی خاکهای سیاه استپی ( چرنوزیم ) نیست. مقدار هوموس آن ۲ تا ۴ درصد و نسبت کربن به ازت در هوموس تقریبا ۱۲ است. در آب و هوای استپی که تابستانهای آن گرم و زمستانهای آن سرد و تقریبا دارای ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیمتر باران در سال است، تشکیل می شود.

در این خاکها نسبت به چرنوزیم بوته کمتری می روید. پراکندگی این خاکها در مناطق وسیعی از آمریکای شمالی، اروپای جنوب شرقی و آسیای مرکزی می باشد.

رنگ افق A در این خاکها به رنگ بلوط است. در این خاکها منافذ و سوراخهای ریز متعددی وجود دارد که آنها را جانوران بوجود آورده اند. این گذرگاه های حیوانی غالبا به شکل جیبی وارد افق B می شود. افق C اغلب از لس تشکیل شده است.

در این خاکها کربنات کلسیوم به علت خشکی زیاد کمتر شسته می شود و در عمق ۴۰ تا ۶۰ سانتیمتری از سطح خاک قرار دارد. کمی پایین تر از آن ممکن است سولفات کلسیوم ( گچ ) ظاهر گردد.

۲- خاکهای خاکستری و قهوه ای نیمه بیابانی:

در این مناطق ۱۲۵ تا ۲۵۰ میلیمتر در سال باران می بارد و گیاهان آن مقاوم به خشکی و شوری هستند. در چنین شرایطی پوشش گیاهی خیلی تنک بوده و بقایای گیاهی خیلی کم است لذا مقدار هوموس افق A در این خاک تقریبا به ۱ درصد می رسد.

رنگ قسمتهای سطحی تر این خاکها کمی روشن تر از قسمت زیرین آن است و واکنش خاک رویی آن اغلب قلیایی است. افق B بیشتر از افق A کربنات دارد، بعلاوه افق B اغلب دارای گچ بیشتری نیز هست.

در این خاکها علاوه بر کلسیم و منیزیوم، سدیم نیز در قسمت قابل واکنش خاک وجود دارد که باعث نامرغوبی ویژه ای در خواص افق B می شود. خاکهای قهوه ای و خاکستری در مناطق خشک آسیا و قسمت غربی آمریکای شمالی دیده می شود.

۳- خاکهای بیابانی:

خاکهای بیابانی واقعی، در مناطقی تشکیل می شود که نزولات جوی آن کمتر از ۱۲۵ میلیمتر در سال است، در این خاکها به علاوه فقر پوشش گیاهی، هوموس به حداقل ممکن می رسد و خشکی زیاد و فقر پوشش گیاهی، مانع از تخریب شیمیایی و تشکیل خاک می شود.

فقط پس از انکه خاک، گاهگاهی بر اثر رگبارهای حادثه ای مرطوب می شود، تخریب شیمیایی بطور موقت انجام و تشکیل خاک به معنی محدود کلمه صورت می گیرد.

رطوبت و تخریب اتفاقی، مانع از انتقال مواد از قسمتهای سطحی خاک به قسمتهای زیرین می شود. در این خاکها بیشتر قشرهایی از کربنات کلسیم، سولفات کلسیم، سیلیس و اکسید آهن تشکیل می شود. سدیم بیشتر در قسمتهایی از خاک که کمتر تکامل یافته و قابلیت واکنش آن نیز کم است، وجود دارد.

 

د- خاکهای قهوه ای جنگلی ( خاک جنگلهای مخلوط )

 

منطقه اصلی خاکهای قهوه ای اروپای مرکزی است. از این رو به خاکهای قهوه ای جنگلی، خاکهای قهوه ای اروپای مرکزی نیز می گویند.

 

شرایط تشکیل:

۱- سنگ مادر نباید از لحاظ بازها خیلی فقیر یا دارای مقدار زیادی بی کربنات باشد، بلکه مقدار متوسطی از بازها بصورت سیلیکات کافی است.

۲- آب اضافی نباید در خاک موجود باشد ( چه بصورت آب زیرزمینی و چه بصورت آب ذخیره فصلی ) و برای اینکه آب ذخیره در زمین تشکیل نگردد زمین نباید زیاد هموار باشد، بنابراین ناهمواری متوسط کمال مطلوب است.

۳- آب و هوای معتدل با باران پراکنده در تمام طول سال، اختلاف کم درجه حرارت بین شب و روز و زمستان و تابستان و بارش سالیانه حداقل ۵۰۰ میلیمتر در سال

بنابر آنچه گفته شد، برای تشکیل خاک قهوه ای تنها تاثیر آب و هوای معتدل که دارای رطوبت معینی باشد کافی نیست، بلکه پوشش طبیعی، ناهمواری و سنگ مادر نیز موثر است.

 

نیمرخ خاک قهوه ای جنگلی:

افق A: هوموسی، خاکستری قهوه ای، کمی چسبنده، پر از ریشه، بافت مرغوب، تا اندازه ای غنی از لحاظ جانوران کوچک، واکنش کمی اسیدی، نسبت کربن به ازت تقریبا ۱۵ تا ۱۸٫
افق B: لیمویی تر و چسبنده تر از افق A، قهوه ای تا زرد مایل به قهوه ای، کمی اسیدی، بدون کربنات، پر از ریشه و اغلب دارای مجراهای ریزی که توسط ریشه بوجود آمده است.
افق C: ممکن است دارای کربنات باشد ( مثلا لس )، وقتی که کربنات نداشته باشد ( مثلا گنیس ) کم کم از B به C تبدیل میگردد.ترکیبات آهن به بصورت آهن سه ظرفیتی است.

 

تقسیم بندی خاکهای قهوه ای بر اساس زیر است:

اول- مقدار بازها: بسته به میزان PH خاک به خاکهای از لحاظ بازی غنی ( PH بین ۶-۷ ) و فقیر ( ۸/۴ تا ۵/۵ )
دوم- مقدار رس: اگر مقدار رس کم باشد، خاکهای ماسه ای و اگر رس زیاد باشد، خاکهای لیمونی نارس بوجود می آیند.

خاکهای جنگل سوزنی برگ شمالی و توندرا ( نواحی مجاور قطبی )

 

الف) انواع آب و هوای مرطوب از دیدگاه خاک شناسی:

 

۱- آب و هوایی که دارای خصوصیات شمالی است: ( به عقیده کپن، آب و هوای آن در زمستان سرد و مرطوب است ) در این نوع آب و هوا با اینکه نزولات جوی خیلی کم است باز هم خاک دارای رطوبت زیاد است و اختلاف درجه حرارت بین فصل سرد و گرم بسیار زیاد است. در قسمتهای شمالی و مرکزی منطقه ای که دارای این تیپ آب و هوا است، جنگل سوزنی برگ وجود دارد.

۲- آب و هوای معتدل: (به عقیده کپن، این آب و هوا، کم مرطوب است ) در این آب و هوا رطوبت زیاد و اختلاف درجه حرارت بین روز شب و زمستان و تابستان کم است. باران در تمام فصول می بارد. در قسمتهای کوهستان، جنگلهای مخلوط آلش و کاج وجود دارد.

۳- آب و هوای مرطوب حاره ای: مربوط به جنگلهای همیشه سبز مناطق حاره و مجاور حاره است.

 

ب) پدوزول:

 

۱- پدوزولهای نمونه شمالی:

این خاکها در زیر جنگل وزنی برگ شمالی تشکیل شده است. رطوبت آنجا نسبت به منطقه چرنوزیم خیلی بیشتر است. کربنات و بازها بر اثر رطوبت زیاد شسته شده، به افقهای تحتانی منتقل گردیده، از این رو بافت خاک بسیار نامرغوب و محیط خاک اسیدی شده است. افق B پدوزول، لیمونی سفت و به رنگ قهوه ای است.

نوشته های مرتبط

افق A به سه افق فرعی A0، A1 و A2 تقسیم می شود. رنگ افق A بعلت شسته شدن هوموس و افزایش درجه اسیدی خاک و تخریب رس روشن است. نسبت کربن به ازت آن زیاد و در حدود ۲۰ تا ۳۰ است. اکسیدهای آهن و آلومینیوم ضمن تشکیل پدوزول به از افقهای سطحی به افق B انتقال می یابد. این خاکها در روسیه، اروپای شمالی و آمریکای شمالی گسترش دارند.

شرح افقهای پدوزول:

A0: بقایای گیاهان جنگلی، بی شکل، قهوه ای سرخ تیره، طبقه طبقه با ضخامت ۲ تا ۵ سانتیمتر.
A1: خاکستری تیره، هوموسی، بافت دانه ای مجزا، ضخامت ۱ تا ۵ سانتیمتر، PH در حدود ۵/۴٫
A2: خاکستری روشن، ماسه ای، دارای مقدار زیادی کوارتز، فقیرترین افق از لحاظ اسید سیلیسیک، اکسید آهن و آلومینیوم و PH در حدود ۲/۴ تا ۷/۴٫
B: رنگ مشابه زنگ آهن، دارای اکسید اهن و آلومینیوم.

 

۲- شبه پدوزولها:

این خاکها در کشورهای مجاور مناطق حاره که دارای رطوبت زیاد هستند مثل اندونزی، برخی نواحی استرالیا و چین و جنوب غربی آمریکا تشکیل می شود. این خاکها دارای مشخصات زیر هستند:

رنگ پریده، واکنش اسیدی، پوشش هوموسی ضخیم، بعلت اینکه بخشهای زیرین این خاک تحت تاثیر آب قرار دارد، باید آن را جزو خاکهای اسیدی که تحت تاثیر آب ذخیرهتشکیل شده و دارای افق رنگ پریده است محسوب داشت.

 

۳- پدوزولهای ثانویه:

این خاکها در اثر دخالت انسان، از تیپهای دیگر خاک منتج می شود.مثلا در آلمان در اثر تخریب جنگلهای پهن برگ طبیعی از خاک قهوه ای بوجود آمده است. فرقهای اساسی این خاک با پدوزولهای طبیعی عبارتند از:
مشخص بودن افق A در نوع ثانویه، اسیدیته بالاتر خاک بین ۳ تا ۵/۳، نبود لایه فرعی A1

 

۴- پدوزولهای اصلاح شده:

این عمل توسط انسان و بر روی پدوزولهای طبیعی صورت گرفته است. این پدوزولها بر اثر از بین رفتنیک اجتماع گیاهی مصنوعی بوسیله یک اجتماع گیاه طبیعی یا بوجود آمدن علفزار، بجای جنگل بوجود می آید.

 

ج) خاکهای نواحی مجاور قطبی:

از خصوصیات این خاکها، آب و هوای توندایی، رطوبت زیاد هوا، باران کم و ابر زیاد است.در برخی نواحی و بطور محلی خاک خشک و گرم است ولی در بیشتر مواقع غالبا در تمام طول سال یخ بسته است. پوشش گیاهی در این محلها محدود به انواع بعضی از درختان کوتاه قد ( بتولا و سالیکس )، خزه و گلسنگها است.

ضخامت نیمرخ خاک در این مناطق از چند سانتی متر تجاوز نمی کند. بعلت تجزیه کم مواد آلی در این مناطق، هوموس آنها نسبتا زیاد است. بعلت پوشش گیاهی کم خاک آنجا بیشتر تحت تاثیر فرسایش قرار می گیرد. این خاکها در سیبری، کانادای شمالی و آلاسکا گسترش دارند.

 

خاکهای حاصل از تاثیر سنگ و آب و هوا:

 

الف- سیروزم : خاک نارس مناطق معتدل است و خواص آن بستگی به سنگ مادر دارد از این جهت در تقسیم بندی آن به انواع مختلف، اغلب نوع سنگ مادر را در نظر می گیرند. سیزومهای حاصل از سنگهای سست و آزاد جزو ریگوسلها و سیزومهای حاصل از سنگهای سفت و سخت جزو لیتوسلها بشمار می آیند. این خاکها را اغلب می توان در مناطق کوهستانی، روی رسوبات جدید و در محلهایی که خاک فرسایش یافته پیدا نمود.

 

ب- خاکهای حاصل از سنگهای کربناته:

 

۱-رندزین یا خاک کربناتی- هوموسی:

 

از سنگ آهک در آب و هوای اروپای مرکزی، اصولا خاکهای کم عمقی که تا اندازه ای خشک و دارای رنگ هوموسی قوی است، بوجود می آید. افق A دارای بافت بسیار مرغوب بوده و خاکدانه آن به آسانی خرد می شود. این افق دارای کلسیوم، منیزیوم و همچنین هوموسی که تا اندازه ای از لحاظ ازت غنی است، تشکیل شده و ضخامت آن ۱۰ تا ۳۰ سانتیمتر است. نوعی از این خاک بنام رندزین خاکستری غنی از جانوان خاک زی بوده و در مناطقی که درصد آهک سنگ زیاد باشد تشکیل می شود.

۲- ترافوسکا: از سنگ آهک تشکیل می شود و دارای مشخصات زیر است:

افقA ان قهوه ای تیره و افق B آن لیمونی، به رنگ قهوه ای سرخ درخشان است. در افق C سنگ آهک دار قرار دارد. این خاک در قمتهای شمالی آلپ و در دیگر قسمتهای جنوبی اروپای مرکزی یافت می شود.

 

۲-تراروسا:

این خاک نیز از سنگ آهک و بیشتر در آب و هوای زیتونی منطقه مدیترانه تشکیل می شود. افق A آن به رنگ قهوه ای قرمز است که در آن رنگ هوموسی بطور آشکار دیده نمی شود. رنگ افق B قرمز درخشان تا سرخ مایل به قهوه ای بوده که این رنگ ناشی حضور اکسید آهن آبدار می باشد. در این افق قطعات آهک نیز دیده می شود. در زیر این افق بلافاصله صخره های آهکی تخریب نشده وجود دارد.

ج- خاکهای حاصل از سنگهای غیر کربناتی با ترکیبات کانی یکنواخت:

این خاکها اهمیت محلی دارند و دارای مشخصات زیر هستند:
رنگ آنهاتیره است، غنی از بازها هستند، مقدار هوموس آنها بسیار زیاد ( ۶ تا ۷ درصد )، نسبت کربن به ازت خیلی کوچک ( کمتر از ۹ ) و غالبا فاقد افق B است. گیاهان در افق A خوب ریشه دوانیده و در این افق تعداد زیادی موجود زنده زندگی می کنند. میزان کلسیم و منیزیم آنها ( بستگی به نوع سنگ ) بالا است.

د- رانکر:

از خاک نارس بوجود می آید، یعنی اینکه در خاک نارس، در نتیجه پیشرفت تخریب فیزیکی و شیمیایی، خاکی بوجود می آید که قسمت رویی آن دارای هوموس است. رانکرها نیز مانند سیزومها اگر حاصل از سنگهای سست و آزاد باشند، جزو ریگوسلها و اگر حاصل از سنگهای سفت و سخت باشد، جزو لیتوسلها بشمار می آیند. اگر سنگ اولیه رانکر غنی از سیلیکات و به آسانی تخریب شود، رانکر مربوطه پس از تکامل به خاک قهوه ای تبدبل می شود. اما از رانکری که روی سنگ فقیر از لحاظ سیلیکات قرار دارد، پدوزول بوجود خواهد آمد.

خاکهای هیدرومورفی:

اگر سطح آبهای زیر زمینی بالا باشد یا اینکه بر اثر طغیان رودخانه،دریا و غیره سطح زمین را بپوشاند یا در طبقات غیر قابل نفوذ بصورت مسدود شده باقی بماند، خاکهایی تشکیل می شوند که که تکاملشان به میزان قابل توجهیبستگی به تاثیر آب زیر زمینی و آب ذخیره فصلی دارد. عوامل اصلی موثر در تشکیل خاکهای هیدرومورفی، آب، ناهمواری و آب و هوا هستند.

انواع خاکهای هیدرومورفی:

۱- گلای:

گلای نام یک تیپ خاک و کلمه ای است روسی که بیشتر معنی توده رسی چسبنده را میدهد. آب زیرزمینی در تشکیل آن نقش بسزایی دارد. گلای دارای افقها Ah و G0 است.

افق Ah، هوموسی است و تحت تاثیر آب قرار ندارد و در زیر آن افقG0 ( افق اکسایشی ) دیده می شود. این افق با بالا رفتن سطح آب زیرزمینی گاهی خیس و گاهی خشک است و بنابراین رطوبت خاک دایم در حال تغییر است.

در مواقعی که این افق خشک است، پدیده اکسایش اتفاق افتاده و در نتیجه آن لکه های زرد مایل به قرمز، که شبیه زنگ آهن است، تشکیل می شود.در فصل مرطوب پدیده احیاء اتفاق می افتد که در نتیجه آن لکه های خاکستری کم رنگ تا کبود در افق G0 بوجود می آید.

زیر این افق، افق Gr دیده می شود که همیشه تحت تاثیر آبهای زیر زمینی قرار دارد و رنگ آن خاکستری کم رنگ تا کبود است.
گلای را می توان بیشتر در مناطق علفزار، کنار رودخانه های کوچک و جویها یافت.

17813 - خاک مناطق مختلف آب و هوایی
۲- پسیدوگلای:

پسیدوگلای تحت تاثیر آب ذخیره فصلی بوجود می آید. آبهای فصلی زمانی در خاک ذخیره می شود که خاک دارای مقدار زیادی رس و لای بوده و یک طبقه یا یک افق غیر قابل نفوذ در خاک تشکیل شده باشد. از دیگر شراط تشکیل آن وجود آب و هوای سرد پرباران است.

در فصول مرطوب که هوا نمی تواند وارد خاک شود، درنتیجه رنگ خاک در اثر پدیده احیاء آبی کمرنگ و یا سبز کمرنگ می گردد. در فصول خشک و موقع رویش گیاه، افقهای سطحی خشکتر شده و در نتیجه پدیده اکسایش رنگ خاک به رنگ خاکستری سرخ در می آید. پسیدوگلای از افقهای Ah، g1 و g2 تشکیل شده است.

افق Ah هوموسی است و زیر آن افق g1 قرار دارد که نسبت به افق زیرین خود یعنی g2 زودتر خشک شده و پدیده اکسایش در آن صورت می گیرد. رنگ افق g1 خاکستری روشن تا تیره همراه با لکه های زیادی به رنگ قرمز مایل به قهوه ای می باشد.

رنگ افق g2 مایل به خاکستری سرخ تا قهوه ای مایل به زنگ آهن است که لکه های خاکستری روشن در آن دیده می شود و نمایی مثل سنگ مرمر را دارد که به همین خاطر به آن خاک مرمری هم گفته می شود.
خواص پسیدوگلای: PH آن اغلب کم است ولی اگر از سنگ مادر آهکی بوجود آیند، PH آنها به بیشتر از ۷ نیز میرسد. ماده آلی پسیدوگلاهای قلیایی به رنگ خاکستری تیره و ماده آلی پسیدوگلاهای اسیدی به رنگ قهوه ای است.

از پسدوگلاهای کامل می توان به عنوان مراتع خوب استفاده کرد بعلاوه برای احداث جنگل نیز محل مناسبی هستند.

۳- خاکهای مرغزاری ( خاکهای چمنی ):

این خاکها از رسوبات رودخانه ای تشکیل شده و آب زیرزمینی موجود در آن تابع آب موجود در رودخانه است. این خاکها بیشتر در دره هایی یافت می شود که در آن آب جاری است و آب زیرزمینی دارد. این خاک غنی از پوشش گیاهی ( بصورت چمن، درخت تبریزی و کلا گیاهانی که در محیط مرطوب خوب رشد می کنند ) است.

خاکها مرغزار دارای افقهای زیر هستند:

Ah: این افق از لحاظ هوموسی غنی و به رنگ خاکستری قهوه ای است.

G: رنگ قسمتهای بالایی این افق بعلت پدیده اکسایش، شبیه رنگ زنگ آهن و رنگ قسمتهای پایینی آن که بیشتر تابع آب زیرزمینی و پدیده احیاء در آن صورت می گیرد به رنگ خاکستری است.

در منطقه خاکهای مرغزاری، خاکهای نارس به علت جدید بودن رسوبات زیاد است. خاکها مرغزاری ممکن است در نتیجه تغییر عوامل تشکیل دهنده خاک و شرایط موجود، به خاکهای مرغزاری اهکدار، خاکهای مرغزاری رندزین مانند خاکهای سیاه و غیره تبدیل گردد.

۴- خاکهای باتلاقی:

این خاکها مشابه گلای بوده و افقهای آن نیز مشابه است. این خاک در دهانه رودخانه های نزدیک دریا ( باتلاقهای رودخانه ای ) و در ساحل خود دریا ( باتلاقهای دریایی ) یافت می شود.این خاکها از نوع رسی تا ماسه ای بوده و اغلب دارای کربنات کلسیوم است که حاصل غلاف جانوران کوچک دریایی است. خاکهای باتلاقی قدیم نسبت به نوع جدید مقدار زیادی اهک و باز خود را از دست داده اند، بافت آنها تخریب شده، اسیده شده و سفت و غیر قابل نفوذ شده اند.

این خاکها از نظر اشباع کاتیونی بسیار متنوع است. باتلاقهای رودخانه ای کمتر از باتلاقهای دریایی در سدیم اشباع شده اند.

۵- خاکهای مردابی ( خاکهای توربی ):

این خاکها از تورب ( ماده ای که در شرایط مرطوب تشکیل شده و حداقل ۳۰ درصد ماده آلی دارد ) بوجود می آید. مردابها به دو دسته پست و مرتفع تقسیم می شوند. خاکهای مرداب پست که تحت تاثیر آب زیرزمینی تشکیل میشوند، از لحاظ بازها، ازت و مواد غذایی غنی بوده و واکنش آنها خنثی است. برعکس خاک مردابهای مرتفع از لحاظ باز و مواد غذایی فقیر است چرا که پوشش گیاهی توربهای مرتفع اغلب از بوته های کوتاه قد، علفهای فقیر از لحاظ مواد غذایی و کاجهای نامرغوب تشکیل شده است.

خاکهای شور و سدیمی آب و هوای خشک:

 

۱- سولونچاک:

آمریکاییها به این خاک، خاک شور می گویند.این خاکها در چاله هایی که در آنجا سطح آب زیرزمینی بالا است، ظاهر میشود. بالا آمدن آب بر اثر خاصیت مویینگی باعث تجمع نمکهای مختلف در افقهای خاک مزبور می شود. بیشتر این نمکها را NaCl، Na2SO4، Na2CO3، CaSO4 و CaCO3 تشکیل می دهند.
این خاکها دارای واکنش قلیایی بوده و پوشش گیاهی آن کم است در نتیجه ماده آلی آن بسیار کم است.

۲- سولونتز:

به این خاک، خاک قلیایی سفید نیز گفته می شود. مقدار نمک آن کم است و در قسمت تحتانی افق B به حداکثر خود می رسد. اشباع سدیمی در این افق از ۱۵ درصد فراتر رفته و تا ۹۰ درصد هم می رسد. بعلت واکنشهای قلیای در آن PH سولونتز تا ۱۱ هم افزایش پیدا می کند. پوشش گیاهی آن از سولونچاک بیشتر است. در افق خاکستری روشن تا خاکستری قهوه ای سولونتز ماده آلی جمع شده است.

۳- سولود:

با این خاکها، خاکهای رنگ پریده استپی یا خاکها دگراده ( Degrade ) سدیمی نیز می گویند. سولود از خاکهای شور و یا خاکهای قلیایی قدیمی، در نتیجه کم شدن آب زیرزمینی بوجود می آید. این خاک کمی اسیدی است و اشباع سدیمی افق B آن کمتر از ۷ درصد است. پیدایش سولود بستگی کامل به اسیدی شدن خاک دارد.

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

46 − = 37