ادبیات انقلاب اسلامی

مفهوم ادب و ادبیات

ادبیات از واژه ادب اخذ شده و به نوشته هایی اطلاق می شود که «ادبی» باشند. پس برای روشن شدن مفهوم ادبیات، می بایست معنای ادب را مشخص کرد.

پژوهشگران زبان فارسی، ادب را از دو دیدگاه مورد بررسی قرار داده اند. برخی معتقدند که ادب کلمه ای است فارسی که از ریشه «دو» یا «ادیپ»، در زبان پهلوی اخذ شده است. «دو» یا «دیپ» به معنی نوشته است و هر آنچه با آن مرتبط باشد. به طوری که واژگانی چون دبیر، دیوان، دبستان، دبیرستان و حتی دوات و شاید دفتر نیز از این ریشه باشند و دی پی (dipi) در زبان پهلوی، به معنی نوشته است

خوب است بدانیم این مفهوم با مفهوم کلمه (Literature( در زبان انگلیسی مطابقت می کند و ادبیات به این مفهوم؛ در هر دو زبان فارسی و انگلیسی، به کلیه آثار مکتوب و حتی روایات شفاهی اطلاق می شود که در حوزه ای بسیار گسترده، تمام آثار ادبی و غیر ادبی را نیز در بر می گیرد، به طوری که بر این مبنا هر نوشته ای که محصول قلم تلقی گردد می تواند در محدوده ادبیات قابل طرح و بررسی باشد، از طرف دیگر، عده ای را عقیده بر این است که (ادب( ریشه عربی دارد و مفهوم ادبیات را باید در معنی این ریشه و در حوزه زبان عربی جست وجو کرد. بر این اساس؛ ادب به معنی تعلیم و تعلم و دارای مفهوم تربیت کردن و رام نمودن است.

https://tahgigkon.ir/wp-content/uploads/2018/02/01452403993878007474.jpg

عناصر ویژه سبکی ادبیات انقلاب

همانگونه که با ظهور انقلاب اسلامی، ملت ما در تمامی شئون زندگی خود، با بازگشت به خویشتن خویش، به سوی سرچشمه زلال فرهنگ اسلامی روی آوردند، شاعری هم که برخاسته از درون جامعه بوده است، بنا به مقتضیات انقلاب، اشعارش را متحول ساخت. ارزش ها و معیارهای گذشته، با جایگزین شدن ارزش های اصیل اسلامی، یا به طور کلی متروک گردید و یا مفاهیم تازه ای به خود گرفت. با شروع جنگ تحمیلی و پدید آمدن انگیزه های جدید، جهشی بزرگ در ادبیات فارسی بوجود آمد.

«تأثیرپذیری شاعران از معارف و فرهنگ اسلامی، نمود صبغه ها و جلوه های اسلامی و مذهبی در عناصر و واژگان شعری به حدی است که باید گفت: دوره انقلاب از این حیث یکی از بارورترین و غنی ترین دوره های شعری است.»(۲(

بارزترین ویژگی های سبک شعر انقلاب اسلامی از لحاظ طرز سخن و ادای مقصود به قرار ذیل است:

۱ تمامی قالب های شعری گذشتگان مورد توجه شاعران انقلاب اسلامی است و با استفاده از تجربیات یک هزار و صد و چند ساله ادب فارسی، سعی گویندگان بر این است که همه زیبایی ها را چه از جهت قالب و چه از جهت محتوا در یک جا جمع کنند.

۲ شعر نو و کهن هر دو وجود دارد و هیچ گروهی بی دلیل و از روی تعصب بر شعر کهن یا نو به صرف آن که خودش یکی از آن دو را ترجیح می دهد نمی تازد.

۳ شاعر در صورت لزوم مدیحه سرایی می کند، ولی نه برای خود شخص ممدوح، بلکه به سبب روح اسلام و عقیده و شخصیت والای کسی که مورد مدح او قرار می گیرد. به همین سبب، موسوی گرمارودی خطاب به حضرت امام می سراید:

«گر نبودی رهبر دینم خدا داند هرگز

لب نمی کردم مدیحت را به عمر خویش تر»

اینک اما چون مرا در دین و آیین رهبری

مدح می گویم تو را و خود بدانم مفتخر

می ستایم تا ستایم با تو دین خویش را

تا بدان یابم به روز حشر از آتش مفر

در تو من قرآن و حق را می ستایم نی تو را

و اندر آن از حد قرآنی نرفتم راست تر

۴ شاعر نیز مانند بیشتر مردم، یک بسیجی است که در سنگر سخن، خود را در حال جهاد احساس می کند. اگر چه گاه و بیگاه تفنگ به دست می گیرد، تا در کنار دیگر رزمندگان اسلام از حریم دین خدا پاسداری کند، برّنده ترین سلاح او همان قلم و زبان است که از نیام برکشیده بر دشمن دین و انقلاب می تازد و چنین می گوید:

منافق! گر تو پنداری بدین رفتار و این شیوه

توانی راه سرخ انقلاب ما بگردانی

تو نتوانی، تو نتوانی، ره این ملت پر خشم و جوشان را، کنی سدّ

تا مسیر انقلابش را بگردانی،

که این نور فروزان، نیست از شمع و چراغی

یا ستاره، یا که نور ماه،

خورشید است و خورشید است،

و تو خفاش شرمت باد کز خورشید می ترسی

۵ صلابت سخن و استواری لفظ نیز یکی دیگر از محسنات شعر انقلاب است، بنابراین شاعران در به کار بردن قافیه ها بشدت سختگیرند و از تکرار آن بیزار، در عین حال سخن آنان روان است و سلیس.

۶ زبان شاعر و اصطلاحاتی که بکار می گیرد برای مردم مأنوس و آشناست و در عین حال عالی ترین مفاهیم فرهنگ اسلامی را در بر دارد.

۷ شاعر از رواج واژه ها و اصطلاحاتی که مهجور و دور از ذهن و یا نشانه لاابالی گری غرب و موجب تکلف خود و دیگران است، به شدت دوری می کند و می کوشد کلام امروزش هم از جهت لفظ و هم از لحاظ معنی و محتوی بهتر از سخن دیروز او باشد.

۸ شعر این دوره، از لحاظ صناعات لفظی و معنوی بی نهایت غنی و پربار است، هم طرز سخن سرایی فردوسی و فرخی و عنصری را داراست و هم شیوه کلام سعدی و مولوی و حافظ را دربرمی گیرد، به علاوه ظرافت و باریک اندیشی و نازک خیالی صائب را به یاد می آورد و سرشار از گونه های مختلف ایهام، تشبیه، تضاد، و مراعات النظیر است، بی آنکه زیاده روی یا تکلف و پیچیدگی در کار باشد.

ایهام:

پی یک غمزه اشراقی چشمت بزند

گرچه صد مرحله تحصیل اشارات کنند

(زکریا اخلاقی(

کاربرد کلمه اشارات از بار معنایی ایهامی برخوردار است، زیرا هم به اشارت های عرفانی و سلوک برمی گردد و هم به اشارات، که نام کتاب بوعلی سیناست.

تشبیه

راوی بگو به کودک ما قصه ای درست

زان سروها که بر لب جوی وفا شکست

قادر طهماسبی (فرید(

شکست سروهای لب جوی وفا، تشبیهی است برای مردم.

سروها: مردم (مشبه(؛ شکست: شهید شده، مجروح شده (مشبه به(؛ سبزی و راست قامتی: سرو قامتان جاودانه؛

تاریخ از جهت ایمان و اعتقاد به اسلام و انقلاب (وجه شبه(؛ ادات تشبیه: مثل، مانند، چون و… که حذف شده است.

تضاد و مراعات النظیر:

اختر روشنی بخش شب های اندوه و ظلمت

شوق بیداری آفتاب از سراپرده خواب

)سلمان هراتی(

بین کلمات شوق و اندوه، بیداری و خواب، تضاد به کار رفته است.

بین کلمات اختر، روشنی و آفتاب، مراعات النظیر به کار رفته است.

۹ قصیده به وسیله افرادی نظیر «حمید» و «اوستا» و «جذبه» و دیگر شاعران شور و حالی خاص یافته است و از نظر تعداد ابیات، قصاید بلندی (نظیر سروده های محمد علی مردانی( که بی سابقه می باشد، ساخته شده است.

۱۰ اقتباس از قرآن نیز، چون مزین به آیات الهی است، از عظمتی خاص برخوردار است. اینک نمونه ای از آن:

«رزمنده مسلمان، آن شیر دشت و صحرا

بر کوه و رود و جلگه، بر صحن آب دریا

در هر شفق نویسد، تفسیر سرخ گلگون

بر حرف حرف قولِ: «وَالْعادیاتِ ضَبْحا»

در اوج آتش عشق، با قهر آتش خشم

فریاد آتشینش، درگیر و دار غوغا

آتش زند به خیل دشمن زهر کرانه

ان سان که گفته قرآن: «فَالْموریات قَدْحا»

۱۱ رباعی فراوان است، ولی در آن، سخن از پوچی و بی اعتباری دنیا و یا از مستی آب انگور نیست، بلکه سخن از جاودانگی و حیات و ثبت لحظات تاریخ است، اینک نمونه ای از آن:

«با هرچه دهان زخم در تن می گفت

از راز عروج خویش با من می گفت

آن روز لبان بسته چشمانش

با من سخن از چگونه رفتن می گفت»

)قیصر امین پور(

۱۲ غزل از محدوده شناخت شده خود می گذرد و با حماسه در هم می آمیزد و از آن گذشته با ناشناخته ای فراتر از مرز اندیشه همراه می شود، لذا هم عاشقانه است، و هم عارفانه، هم حماسی، هم سیاسی، هم اجتماعی و هم تعلیمی.

اذان عشق به بام ستاره می خواند

کسی که سوره خون در شراره می خواند

تو در کجای جهانی، بزرگ بی آغاز

که میر عشق تو را بهر چاره می خواند

۱۳ بیشتر شعرای این طرز سخن، از تکبر و فخر فروشی بیزارند و برای خودسازی و صفای بیشتر در تلاش. آنان بر این عقیده اند که کارشان در دستگاه عظیم آفرینش، برای همیشه ثبت و ضبط است.

۱۴ زنان شاعره در انقلاب اسلامی با عشقی عمیق به اسلام و انقلاب، سخن می گویند،

 

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.