مقاله در مورد عوامل داخلی و خارجی کودتای ۲۸ مرداد

عوامل داخلی و خارجی کودتای ۲۸ مرداد

کودتای ۲۸ مرداد به نهضتی که ملت ایران بعد از شهریور ۱۳۲۰ با تلاش بسیار آغاز کرده بودند پایان داد. مهم این نبود که فردی بر کنار شود و جای او را دیگری بگیرد مهم این بود با توطئه ای گسترده که لااقل دولت هم به صورت مختلف به آن کمک کرد نیروی ملت از هم پاشید و غارتگران بار دیگر محیط خفقان و استبداد را پدید آوردند.

عوامل مختلفی در این زمینه دخیل بودند؛ با تلاش دشمنان و مخالفان ملت با بی توجهی دولت ملی، جبهه مستحکم داخلی از هم پاشید، سیاستهای بی ضابطه و مبهم داخلی، توافق آمریکا و انگلیس را تسهیل کرد تا دولت دیگری سرنوشت نفت را معین کند.

کاری که در ۳۰ تیر می خواستند به وسیله قوام انجام دهند و نتوانستند و در اسفند مقدمات آن را چیدند؛ با تشتت جبهه داخلی و با برخی اقدامات دولت از جمله انحلال مجلس شورای ملی به خوبی امکان اجرا پیدا کرد.

زمینه های کودتای ۲۸ مرداد:

کودتای مرداد ماه با بسترهای گوناگونی که در حوزه های مختلف برایش فراهم شد سهل تر از آنکه طراحان فکر می کردند اتفاق افتاد و در فرصت اندکی حاصل نهضت مردم را بر باد داد. دو زمینه باعث تسهیل موفقیت این کودتا شد. زمینه های داخلی و خارجی:

الف) زمینه های داخلی

۱-اقدامات دکتر مصدق:

دکتر مصدق در دوران کوتاه نخست وزیری خویش اقداماتی انجام داد که به وقوع و موفقیت کودتا کمک فراوان نمود؛ این اقدامات را در چند چهره می توان مشاهده نمود.

الف) استعفای دکتر مصدق (تیر۱۳۳۱):  دولت دکتر مصدق با حمایت ها و پشتوانه های عظیم ملت واز طریق رای مجلس شورای ملی شکل گرفته بود و با شکل گیری این دولت گام مهمی در در جهت مقابله با استبداد واستعمار بر داشته شده بود. هرگونه ضعف و تزلزل ازجانب دولت می توانست نقطه امیدی برای مخالفان باشد تا بتوانند مجددا اختناق و استبداد را به کشور باز گردانند.

اما دکتر مصدق روز ۲۵تیر ۱۳۳۱پس از ساعتها مذاکره با شاه ناگهان استعفا داد و علت استعفا را عدم موافقت شاه با وزارت جنگ خود اعلام کرد. مصدق معتقد بود طبق قانون اساسی همه وزرا از جمله وزیر جنگ را باید نخست وزیر انتخاب کند؛ اما به طور سنتی شاه وزیر جنگ را خود انتخاب می کرد و آن را از لوازم فرماندهی کل قوا می دانست با عدم موافقت شاه مصدق استعفا داد.

این استعفا باعث امیدواری مخالفان شد. جرا که این احساس را در آنان ایجاد کرد که راه بازگشتی وجود دارد و مصدق چندان اهل مقاومت نیست، گرچه با قیام ملت به رهبری آیت الله کاشانی مصدق دوباره روی کار آمد؛ اما اقدامات مصدق، مخالفان را در ادامه فشارها و پیگیری راههای جدید برای سرنگونی مصدق امیدوار کرد.

گرچه در خصوص علت استعفای او تحلیل ها گوناگون است. عده ای بر این باورند که مصدق احساس می کرد که در عرصه داخلی و به خصوص نظام  بین الملل شرایط محیا نیست و حتی امکان دارد دادگاه لاهه علیه ایران رای دهد و لذا تصمیم به استعفا گرفت چرا که از ادامه کار نا امید شده بود.

https://tahgigkon.ir/wp-content/uploads/2018/02/4998557_811.jpg

برخی هم با نگاه بدبینانه معتقدند او وظیفه داشت با استعفای خود زمینه را برای روی کار آمدن فرد مورد نظر دستگاه حاکمه فراهم کند؛ اما اقدام کاشانی وسازمان دهی قیام ۳۰تیر او را ناکام گذاشت. لذا مصدق به دنبال راه دیگری بود. به همین دلیل با برخی اقدامات زمینه بر کناری خود را فراهم کرد.(انحلال مجلس شورای ملی)

عده ای هم معتقدند مصدق دوست داشت به صورت قهرمان کنار رود و سرنوشت قیام ملت برای او در اولویت نبود؛ چرا که راه به دست آوردن وزارت جنگ در استعفا منحصر نبود. در حالی که او زمینه سازی درباریان ومطبوعات بیگانه را برای روی کار آمدن قوام از یک ماه قبل می شنید.

ب) عدم محاکمه عوامل سرکوبی قیام ۳۰تیر:

از جمله اقدامات شگفت انگیز دکتر مصدق عدم برخورد جدی با عوامل سرکوب قیام ۳۰تیر بود. دکتر مصدق، با وجود اقدامات قوام در سرکوبی ملت از محاکمه او خودداری کرد وحتی برخی از عوامل حاضر در سرکوب را در کابینه خود به کار گرفت. از جمله سر لشگر وثوق را به کفالت جنگ منصوب کرد.

این اقدامات مصدق از یک طرف  باعث مخالفتهایی در درون جبهه متحد نهضت از جمله ایت الله کاشانی شد و بدبینی آنان به مصدق را فراهم کرد و زمینه را برای تضعیف وحدت ملت و بروز اختلافات فراهم نمود از طرف دیگر توطئه گران را در داخل کابینه آورده و اقدامات آنان را تسهیل کرد. این گونه اقدامات دکتر مصدق بعدها هم درشکل های دیگر ادامه یافت.

بعد از نافرجام ماندن کودتای ۲۵ مرداد، سرتیب دفتری را که در کودتا دست داشت با وجود مخالفتهای ریاحی رئیس ستاد ارتش به ریاست شهربانی انتخاب کرد در حقیقت مصدق سیستم امنیتی خود را در اختیار کسانی قرار داد که کودتاچی از آب درآمدند. در کنار این تساهل دکتر مصدق نسبت به مخالفان نهضت در برخورد با طرفداران نهضت شدت عمل نشان می داد؛

به طوری که فداییان اسلام را به دلیل برخی انتقادات بازداشت می کند و از ایت الله کاشانی می خواهد که در امور دخالت نکند، همه این اقدامات زمینه تقویت کودتاگران و تضعیف نهضت ملی را فراهم کرد.

ج) انحلال مجلس شورای ملی:

تصمیم مصدق مبنی بر دست زدن به یک رفراندوم بحث برانگیز جهت تعطیل کردن مجلس هدف آسانی را در اختیار کودتا گران قرار داد و احتمالا شاه را در حمایت از کودتا متقاعد کرد و حتی مردم را به مصدق بدبین نمود. چرا که این شائبه را تقویت می کرد که مصدق برای مستحکم کردن پایه های قدرت خود حاضر است حقوق ملت را نادیده بگیرد و به سمت دیکتا توری حرکت می کند. این درست موضعی بود که مردم و حتی برخی از طرفداران نهضت را نگران می کرد .

از طرف دیگر مصدق با این اقدامات خود، زمینه را برای شاه فراهم کرد تا در فقدان مجلس به راحتی مصدق را عزل و زاهدی را به جای او منصوب کند. چرا که اگر مجلس برقرار بود شاه مجبور می شد نظر مجلس را جویا شود.

این امر باعث شده بود که حتی بسیاری از مشاوران و وزرای مصدق با طرح او در انحلال مجلس مخالفت کنند. اما او به این تذکرات توجهی نکرد؛ در حالی که گذر زمان ثابت کرد که حق با مخالفان بود و انحلال مجلس دقیقا به نفع دربار بود و به ضرر نهضت؛ چرا که مصدق با پشتوانه ی مردمی و طبق قانون اساسی مشروطه روی کار آمده بود و طبق همین قانون، اولا انحلال مجلس از اختیارات شاه بود و ثانیا در صورت عدم وجود مجلس، شاه مسئول انتخاب نخست وزیر می شد.

حال که مصدق مجلس را منحل کرده بود دست شاه را در این زمینه باز گذاشته بود؛

گویا خود دکتر مصدق دقیقا متوجه این امر بود و با توجه به عواقب این مساله به آن دست زده بود چرا که انحلال مجلس را از رادیو طی بیانیه ای کوتاه و بدون استفاده از عنوان نخست وزیری اعلام کرد در حالی که همیشه از این عنوان استفاده می نمود؛ او در ظاهر بهانه ای برای این امرداشت و معتقد بود که انگلیس اکثر نمایندگان مجلس را با پول و وعده خریداری کرده است تا علیه نهضت اقدام کنند؛

وجود آنان نهضت را به خطر می اندازد. مخالفت آنان با بحث لایحه اختیارات را از همین زاویه می نگریست اما روند امور نادرستی این تحلیل را اثبات کرد و با انحلال مجلس شکست نهضت حتمی شد.

د) عدم استفاده از امکانات موجود برای مقابله با کودتا و عدم فرا خوانی مردم :

یک بحث اساسی هم این است که مصدق می توانست جلوی کودتا را بگیرد ولی این کار را نکرد. او می توانست یک تظاهرات مردمی برگزار کند و قدرت خویش را به رخ مخالفان بکشد؛

چرا که هنوز دولت ملی آن اندازه وجاهت و قانونیت داشت که اگر یک فراخوان عمومی می داد مردم به صحنه می امدند. با توجه به این که امکانات این امر را داشت می توانست تبلیغات وسیعی را راه بیندازد. حتی جالب این است که در این شرایط هرگونه تظاهرات را ممنوع کرد و هنگامی که عوامل سیا شهر را به آشوب کشاندند؛

از نیروهای امنیتی برای متوقف کردن آنها بهره نبرد؛ اما ناگهان نطر خود را تغییر داد و نیروهای امنیتی را به خیابانها آورد که این امر هرج و مرج را تشدید کرد و به نیروهای شهربانی و ارتش امکان داد به نیروهای ضد دولتی بپیوندند و هنگامی که نیروهای امنیتی به تظاهرات کنندگان حزب توده حمله کردند؛ رهبران حزب به کادرهای خود دستور دادند خیابانها را خلوت کنند. لذا توده ای ها هم نتوانستند در مقابل مخالفان مصدق بایستند .

این اقدام مصدق در اعزام نیروهای امنیتی به میدان هم در پاسخ به در خواست هندرسون سفیر امریکا بود. او از حضور حزب توده در خیابانها ابراز نگرانی کرده و از مصدق خواسته بود امنیت امریکاییان را تامین کند و مصدق بلافاصله خواسته او را اجابت کرد و دستور می دهد که جلوی تظاهرات توده ای ها را بگیرند. با این اقدام صحنه به نفع طرفداران شاه خالی می شود .

روزولت در این خصوص می گوید :

وقتی هندرسون مصدق را تهدید کرد که اگر امنیت امریکاییان تامین نشود امریکاییان ایران را ترک می کنند مصدق دست پاچه شده وبه پوزش برخواست که اقای سفیر این کار را نکنید من خودم اقدام می کنم

 

۲- اختلافات سران نهضت ملی :

بحث اساسی در اینجا اختلافاتی است که بین مصدق و نیروهای مذهبی به رهبری ایت الله کاشانی بروز کرد با وجود همراهی دو جریان ملی ومذهبی در ملی شدن نفت اما بلافاصله بعد از روی کار امدن مصدق بین این دو جریان اختلاف افتاد و همین تشتت عامل موثری در موفقیت کودتا بود. اگر ایت الله کاشانی همانند ۳۰تیر پشتوانه مصدق بود و مردم را به صحنه می اورد کودتا ناکام می ماند اما به دلایلی بین او و مصدق اختلاف افتاد،

اولین بحث بین انها انتصابات دولت بود مصدق به جای محاکمه مسببین سرکوبی قیام تیر برخی از انان را به کابینه وارد کرد، همچنین با نیروهای مذهبی مثل فداییان اسلام برخورد شدیدی کرد و به نهادها و ادارات دستور داد به نظرات ایت الله کاشانی توجه نکنند، تلاش انگلیسی ها و مطبوعات مخالف و موافق دولت هم در این زمینه موثر بود گرچه در اوایل ایت الله کاشانی سعی می کرد

بر این اختلافات سرپوش بگذارد اما اقدام مصدق در درخواست اختیارات یک ساله و انحلال مجلس واکنش شدید کاشانی را به دنبال داشت چرا که او این درخواستها را غیر قانونی میدانست و انها را زمینه سازی برای اعمال استبدادی مصدق به شمار می اورد و حتی از عملکرد خود مصدق مثال می اورد که چگونه با درخواست اختیارات داور به دلیل مخالفت با قانون به مخالفت بر خواست و گفت که ما حق توکیل نداریم و وکیل در توکیل نیستیم و اینکه یک نفر نمی تواند هم قانون گذار و هم مجری باشد

اختلاف دیگر میان برخی نیروهای ملی مثل بقایی مکی و حائریزاده بود که بسیاری از این اختلافات ریشه در منافع شخصی و منفعت طلبی داشت.

نقش عمده اینها در مجلس به اغتشاش کشاندن جلسات و طرح مسائل بی اهمیت بود این گروه در اواخر با بهانه های واهی از جمله با به استیضاح کشاندن وزرا و توهین و حتی طرح استیضاح خود دکتر مصدق در راستای سرنگونی دولت حرکت کردند. این اختافات در تضعیف یکپارچگی صفوف ملت و سران نهضت موثر افتاد وکودتاگران با دامن زدن به انها سعی در بهره برداری کردند .

۳-دربار و مخالفان دولت :

محمد رضا به عنوان فرزند یک دیکتاتور نمی توانست تحمل کند که مردم او را ضعیف تر از پدرش بدانند و اینکه با دولتی مواجه بود که از وی می خواست مطابق قانون اساسی رفتار کند در حالی که او کوچکترین انتقاد را تحمل نمی کرد، چند عامل اورا در همراهی با کودتا متقاعد کرد

۱- از سوی انگلیسی ها تحت فشار بود ۲- از نظر روانشناسی فردی به محبوبیت روز افزون مصدق حسادت می ورزید ۳- منتقدان درون دربار وحامیان خارج از دربار نیز نقش موثری در بدبینی او به مصدق داشتند .

http://91.98.102.166:8081/FileRepository/Fanoos/2017/2/9/636222368207634115.jpg

برخی اقدامات دکتر مصدق هم در ان ظرفیت زمانی باعث بدبینی دربار و حتی مردم به او می شد . از جمله در خواست او از شاه برای مسافرت به خارج از انجا که در ان دوره هنوز خیلی از مردم عادی نمی توانستند تصور کنند که کشور بدون شاه اداره شود. مطرح شدن این بحث شائبه استبداد مصدق را تقویت می کرد و یک نکته مبهم هم این است

که مصدق همواره پایبندی خویش را به قانون اساسی مشروطه وشخص شاه اعلام می کرد و حتی پس لز ۳۰تیر قران پشت نویسی شده به شاه ارسال کرد و در ان پایبندی خود به قانون اساسی و شاه را اعلام و مخالفت خود با جمهوری خواهی رابیان نمود و حتی در دیدار های خود با شاه اشکارا به او ابراز ارادت می کرد .

۴- مطبوعات (مخالف وموافق دولت ) :

فعلیتهای مطبوعاتی نقش مهمی را در زمینه سازی کودتا بازی کردند جنگ روانی شدیدی که در عرصه هردو طیف مطبوعات حاکم بود شرایط روانی سختی را به وجود اورده بود و سر رشته امور از دست همه خارج شده بود،

در این میان مطبوعات موافق دولت ملی نقش نقش اساسی در سرنگونی دولت ملی ایفا کردند موضع گیری های شدید این دسته علیه نیروهای مذهبی و توهین و اهانت به انها باعث بدبینی مذهبی ها به مصدق شد طوری که گاهی احساس مس شد اگر مصدق در مصدر امور بماند بعد از زمان رضا خان با مذهب بر خورد خواهد شد.

حتی برخی موضع گیری های شدید این طیف علیه شاه خیلی ها را نگران می کرد از طرف دیگر حزب توده هم با استفاده از شرایط ازاد بوجود امده فعالیت مطبوعاتی و تبلیغی خود را گسترش دادند این هم باعث نگرانی مذهبی ها از تسلط کمونیسم می شد و هم بهانه ای دست امریکا میداد تا با بزرگ نمایی خطر کمونیسم شاه را با کودتا همراه سازد

 

دانلود کامل مقاله عوامل داخلی و خارجی کودتای ۲۸ مرداد

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.