خصلت های اخلاقی ایرانیان باستان

در میان ایرانیان رباخواری رایج نبود ولی باز پس دادن وام را امری واجب و مقدس می شمردند. ایرانیان هیچگاه بت پرست نبودند و مانند دیگر ملل در میان آنان بتخانه و معبد پدیدار نبود .به گفته ی فیثاغورت حکیم نامدار یونانی ایرانیان خدای جهان را روح راستی می خواندند و همه ی راستی ها و پاکی ها را از خدای می دانستند.

https://tahgigkon.ir/wp-content/uploads/2018/01/909.jpg

هرودت با اشاره به برخی از ویژگی های اخلاقی ایرانیان می نویسد :

ایرانیان زادروزشان را از هر روز دیگر محترم می دارند .در این روز توانگران گاو و شتری کباب می کنند.کسانیکه بی چیزترند به گوسپندی اکتفا می کنند.

آب دهان بیرون انداختن در نزد ایرانیان روا نباشد.

دو دوست چون در کوچه بیکدیگر برخوردند , همدیگر را می بوسند. ایرانیان به همسایگان خود احترام می کنند.

دروغ گویی ننگین ترین عیب یک ایرانی است . و پس از آن شرم آورترین نقص داشتن قرض است و جهت آن اینست که می گویند شخص بدهکار ناگزیر به دروغ گفتن است.

خنده و شوخی در انجمن های مهم پارسیان بسیار زشت و ناپسند است و از گفتن سخنان بیهوده و نابجا پرهیز دارند.

ایرانیان به کشت و زرع و پرورش حیوانات اهلی و سودمند و کاشتن درختان و آباد کردن زمین علاقه بسیار دارند.

گزنفون در کورشنامه ی خود چنین آورده است :

ایرانیان با فرهنگ بر سر سفره از خود هیجان و هوسناکی نشان نمی دادند. بلکه چنان خود را حفظ می کردند که گویی اصلا بر سر سفره ننشسته اند. همانطور که سوارکاران خونسردی خود را از دست نمی دهند. بر سر سفره از مطالبی پرسش می کردند که دیگران سوال از انها را دوست داشتند. و در موضوعات شوخ طبعی نشان می دادند که این شوخ طبعی مطبوع دیگران بود.در گفتگوها همواره از هر اهانت و دشنام گویی به یکدیگر پرهیز می کنند. ایرانیان به فرزندان خود تقوی و فضیلت می آموختند.

در قوانین ایران بیش از هر چیز کوشش می شد تا افرادی تربیت کنند که آنان را پیش از دست یازیدن به کارهای ننگین و شرارت آمیز مانع شوند.

کودکان ایرانی تا ۱۶ سالگی تیراندازی و زوبین افکنی می آموختند. پس از آن تا مدت ده سال به عنوان نوجوان شبها را در کنار بناهای عمومی بسر می بردند تا هم از شهر محافظت کنند و هم بسختی و صبوری معتاد شوند.

گزنفون در بخشی  دیگر از کتاب کورش نامه می نویسد:

ایرانیان در برابر گرسنگی و تشنگی و بلایا از خود مقاومت نشان می دهند .

در ایران برای ازدواج و عروسی از پدر و مادر خود اجازه میگیرند.

دینون مورخ یونانی معاصر با فیلیپ مقدونی (۳۵۹-۳۳۶ ق. م ) می نویسد :

ایرانیان در هوای آزاد و فضای باز پرستش خدای را بجا می آوردند.

وی می نویسد : در پادشاهی چنین فرمان رفته بود که هیچگونه پارچه هایی که بافت کشور بیگانه است نباید بر روی میز شاهنشاه باشد.

استرابون جغرافی دان نامدار چنین می نویسد :

ایرانیان مردگان خود را عاری از هرگونه زینت دفن می کنند و هیچگاه اجساد را نمی سوزانند . ایرانیان زنان متعدد می گیرند و هدف آنان داشتن فرزندان زیاد است. ایرانیان بر روی عهد و  پیمان خود سخت  استوارند.ایرانیان  مادر خود را گرامی میدارند و شاه بر سفره همواره پایین تر از مادر خود می نشیند. ایرانیان مایلند جامه ی به تن کنند که سر تاسر تن آنان را بپوشاند.

آمین مارسلن مورخ یونانی می نویسد :

ایرانیان اسراف در خوراک را روا نمی دارند و هرگز بیش از اندازه غدا نمی خورند. ایرانیان در هنگام غذا خوردن سخن نمی گویند و دست به غذای یکدیگر نمی زنند و به اطراف نمی نگرند.

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.