اخلاق و رفتار رضا شاه بعد و قبل از سلطنت ، ویژگی فکری و اخلاقی و شخصیت رضا خان

رضا خان در ۲۴ اسفند ۱۲۵۶هجری خورشیدی در روستای آلاشت از توابع سوادکوه مازندران زاده شد. گاهی در رفتار اجتماعی و سیاسی رضاشاه نوعی نوسان غیر قابل پیش‌بینی مشاهده می‌شود. به عنوان مثال شاه به علت طولانی شدن مذاکرات نفتی با انگلیسیها، یک باره کنترل خود را از دست داد و غرش کنان وارد جلسه هیأت دولت شده و پرونده نفت را داخل بخاری پرتاب می کند!

حکومت اقتدارگرایانه رضاشاه که ماحصل آشفتگیهای سیاسی دوران انقلاب مشروطه بود، با حمایت انگلیسیها و اطرافیان وی شکل گرفت. رضاشاه نیز گرچه به مثابه بسیاری از پادشاهان دیکتاتور از ویژگیها و خصایص اخلاقی یک پادشاه مستبد برخوردار بود، اما گاه رفتارهایی خلاف عرف و فرهنگ جامعه را به صورتی افراطی در سیاست و حکومت به کار می بست.

از جمله این خصایص می توان به هتاکی کردن و دشنام دادن به آشنا و بیگانه اشاره کرد.
از ویژگیهای مستبدانه در رفتار سیاسی نیز می توان به بدبینی و سوء ظن نسبت به اطرافیان اشاره کرد.

به طوری که بسیاری از کسانی که نقش مهمی در به قدرت رسیدن او داشتند به تدریج از صحنه سیاسی کنار گذاشته شده و یا به طرزی مرموز کشته شدند که در این نوشته کوتاه به شرح این ویژگیها و خصایص غیراخلاقی پرداخته می شود.

اخلاق و رفتار رضا شاه بعد و قبل از سلطنت ، ویژگی فکری و اخلاقی و شخصیت رضا خان

به قدرت رسیدن رضاشاه

رضاشاه با کمک و حمایت انگلیس و اشخاصی چون آیرونساید به حکومت رسید. هدف اصلی انگلیس از به قدرت رساندن رضا شاه، نه انتصاب فردی لایق و کاردان بلکه تثبیت حاکمیت و منافع خود در ایران بود. همانطور که آیرونساید به این موضوع اشاره کرده: «یک دیکتاتور نظامی می‌تواند مشکلات ایران را حل کند و ما امکان پیدا می‌کنیم بی هیچ دردسری قوایمان را از ایران بیرون ببریم.

رضاشاه از همان دوران حکومتداری فردی سرکش و مستبد بود. البته برخی از رفتارهای وی ریشه در دوران کودکی او داشت.

عمده ترین ویژگی وی قبل از رسیدن به سلطنت؛ رفتارهایی آمیخته با فرهنگ غیردینی همچون هرزگی و یا عیاشی بود؛ که این نوع رفتار، بعدها در دوران سلطنت وی و در برخورد با مردم و گروههای خاص نیز نمودار گشت.اولین شاه خاندان پهلوی علاوه بر روحیه خودمحوری، گاه دست به رفتارهایی می زد که در بسیاری از موارد بسیار سطحی به نظر می‌رسید.

از مصادیق مهم رفتارهای سوءاخلاقی رضاشاه می توان به، سوءظن، فحاشی و بدرفتاری وی با اطرافیان اشاره نمود.

 

ویژگی های شخصیتی رضا شاه

 

 

خود محوری و استبداد فردی

رضا خان در خانواده ای به دنیا آمد و رشد کرد که با محیط نظامی گرمی آغشته بود از سن پانزده سالگی به خدمت تیپ قزاق درآمد و شخصیت او با بافت نظامی و روحیه خشن سربازی و قزاقی شکل گرفته و رشد کرد.

تندخویی و خشونت و نظم و انضباط شدید که در سراسر زندگی او وجود داشت دو ویژگی شخصیتی اوست که حاصل این دوران است با افزایش دسترسی به قدرت بر میزان خشونت و سخت گیری و افراط در انضباط خشک و داشتن تحکم در برابر دیگران و رویکرد به خودمحوری و استبداد فردی وی افزوده شد و این رفتار تارسیدن به سلطنت و تکیه زدن بر اریکه قدرت مطلقه سلطانی به نقطه اوج خود رسید بطوری که از رضا شاه چهره ای مستبد

خودرأی، تندخو، بی رحم و خشن ساخت. خودمحوری، استبداد فردی و دیکتاتوری مطلق از ویژگی های شخصیتی رضا شاه هستند که چنان با نام رضا شاه عجین شده اند که از نام او به ذهن هر کسی خطور می کند.

 تجدد گرایی:

روحیه تجدد گرایی از ویژگی های شخصیتی رضا شاه است که ریشه در بیگانگی و دوری وی از آداب و سنن جامعه و فرهنگ ملی و عدم وابستگی به آن و البته روحیه نوکر صفتی و بیگانه پرستی وی داشت.

رضا شاه تلاش نمود با گسترش مظاهر به اصطلاح تمدن و استفاده از علوم و فنون غربی و مبارزه با فرهنگ و آداب و سنن جامعه ایرانی، ایران را به کشوری متمدن و پیشرفته تبدیل نماید به گونه ای که دوران شانزده ساله حکومت پهلوی اول را می توان به درستی دوره خصومت شدید علیه فرهنگ و نهادهای اسلامی دانست.

آن چه را صاحب نظران غربی با نظر موافق «اصلاح» و نوسازی نامیده اند سیاری از اندیشمندان ایرانی اگر نه اغلب آنها، به مثابه هجومی وحشیانه به فرهنگ، سنت ها و هویتشان تلقی می کردند.

 دین گریزی و اسلام زدایی:

رضا شاه به مذهب و فرهنگ دینی وابستگی و تعلق خاطری نداشت از این رو به سادگی و سهولت خود باخته فرهنگ بیگانه گردید به اذعان اکثر مورخان، بی توجهی سران رژیم پهلوی به دین و فرهنگ جامعه و باورهای اعتقادی و ارزشی مردم و تلاش آنها برای حذف ظواهر فرهنگ دینی در کنار عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی عامل مهمی بوده که پایه های رژیم را متزلزل ساخت. تلاش برای نابودی و حذف فرهنگ دینی از جامعه در دوران پهلوی را باید در ماهیت رژیم و وابستگی آن به بیگانه (استعمار انگلیس و آمریکا) مورد جستجو قرار داد.

رضاخان در طول سلطنتش در زمینه سیاست مذهبی-فرهنگی چند اصل را محور کارهای خود قرار داد که مهم ترین آن زدودن دین و باورهای مذهبی از جامعه بود زیرا که او نفوذ مذهب را در جامعه، مهم ترین مانع جهت اقدامات مترقیانه خود و به عبارتی بی هویت کردن جامعه دانست.

ثروت اندوزی و تصاحب املاک:

از ویژگی های دیگر رضاشاه مال اندوزی و تصاحب املاک و اراضی بود. رضا شاه در طول مدت سلطنت خود املاک و اراضی و کارخانجات زیادی برای خود تدارک دید به طوری که برای اداره املاک زیاد خود سازمان بزرگی به نام «املاک اختصاصی» تشکیل داد تقریبا قسمت اعظم مازندران متعلق به او بود. در خراسان و سیستان و خوزستان و فارس و اصفهان هم املاکی تدارک دید به طوری که تعداد املاک او به ۵۲۰۰ رقبه رسید.

کارخانجات و هتل ها نیز تعداد قابل ملاحظه ای بودند به طوری که در حساب جاری او مبلغ ۶۸۰ میلیون ریال موجودی نقدی بود. در یک سرشماری کلی در سال ۱۳۱۹ عایدات سالانه رضاخان از املاک ۶۲ میلیون تومان بود.

ویژگی های فکری و اخلاقی محمد رضا شاه

 

خود بزرگ بینی و نخوت:

این روحیه نتیجه محیط دیکتاتوری بود که محمد رضا شاه در آن دوران رشد نمود و شخصیت وی شکل گرفت. فریدون هویدا در کتاب سقوط شاه می نویسد: «توهمات عظمت گرایانه شاه به قدری او را از حقایق دور ساخته بود که حتی سازمان «سیا» نیز ضمن گزارش محرمانه ای در سال ۱۹۷۶ (۱۳۵۵) شاه را به عنوان مردی که خطرات ناشی از عقده خود بزرگ بینی او را تهدید می کند، توصیف کرده بود.

خود شیفتگی و عقده خود بزرگ بینی که ناشی از خشونت و تحقیر رضا خان بود در جشن های دو هزار و پانصد ساله نمود پیدا کرد و بودجه های کلانی صرف آن شد تا شاه را در منطقه و سطح جهان مطرح سازد.

 تملق دوستی شاه:

یکی از ویژگی شخصیتی محمد رضا شاه اشتیاق و تمایل زیاد به تملق و چاپلوسی و تعریف از وی بود.

پرویز راجی در کتاب خدمتگزار تخت طاووس، عطش سیری ناپذیر به شنیدن تملق و چاپلوسی را از ویژگی های شخصیتی شاه بر شمرده است. در گزارشی که از سفارت آمریکا در تهران به وزارت امور خارجه آمریکا فرستاده شده بود به این موضوع اشاره شده بود که شاه به گونه ای حیرت انگیز نسبت به تملق و چاپلوسی حساس است وی مردی است پر نخوت و اطرافیانش این را می دانند این خصلت سبب می شد که وی درک صحیحی از حقایق جامعه نداشته باشد و واقعیات کشور را بخوبی نشناسد.

اخلاق و رفتار رضا شاه بعد و قبل از سلطنت ، ویژگی فکری و اخلاقی و شخصیت رضا خان

فساد اخلاقی و انحرافات جنسی شاه:

محمد رضا شاه ضعف زیادی در برابر زنان داشت،

در فساد اخلاقی حد و مرزی نمی شناخت و اصول اخلاقی را رعایت نمی کرد. یکی از روان شناسان فرانسوی که جزء پزشکان خانوادگی پهلوی بود در مورد علت گرایش شدید شاه به انحرافات جنسی می نویسد:

«رضا شاه با روحیه قلدری و دیکتاتوری که داشت محمدرضا را در کودکی از خانواده دور کرد و توسط مربیان خشن فرانسوی و آلمانی در سوئیس بزرگ شد و مجموعه این وقایع در رفتار و آینده او اثر مخربی بر جای گذاشت او بعدها کوشید کمبود محبت نهادینه شده در جسم و جان خود را ضمن معاشرت های افراطی با زنان گوناگون جبران نماید.»

 تجدد گرایی و غربگرایی:

حکومت پهلوی از همان آغاز در تلاش بود تا اهداف استعماری و ضد مذهبی و ملی بیگانگان را به منصه ظهور در کشور برساند. و در این راه از هیچ اقدام بی شرمانه و ضد انسانی و اخلاقی فروگذار ننمود آنان سعی داشتند تا با تکیه بر شعار تجددطلبی و تمدن خواهی پا بر روی تمام سنن و آداب ملی و مذهبی مردم گذاشته و با طرفند نمای شیطانی سمت و سوی فرهنگی جامعه را به طرف تمدن غرب تغییر جهت داده و به اصطلاح کشور را به دروازه های تمدن بزرگ غرب برسانند.

محمد رضا شاه چون از همان ابتدای نوجوانی تحت نظر و تربیت مربیان خارجی قرار داشت با فرهنگ غربی آشنا شد. و شخصیتش تا حد بسیار زیادی تحت تأثیر فرهنگ غربی قرار داشت و در مقابل از هنجارهای عمومی و رایجچ جامعه خود، طرز تفکر و منش و فرهنگ مردم فاصله داشت.

به نظر می رسد برنامه اعزام محمد رضا به سوئیس برای تحصیل در حالی که هنوز دوازده سالش تمام نشده بود از سوی انگلیسی ها برای آشنا ساختن وی با فرهنگ غرب طراحی شده بود. نکته قابل تأمل این که محمد رضا زمینه ذهنی کاملا منفعلی در مقابل فرهنگ غرب پیدا نمود.

تکیه بیش از حد به غرب و جلب نظر آمریکا به هر قیمت برای حمایت از خود، خرید سلاح های بیش از حد از غبر، بر پایی مراسم و جشن ها، بذل و بخشش های فراوان همگی ناشی از چنین نگرشی در شاه بود.

دین گریزی و مذهب ستیزی

از دیگر ویژگی های فکری محمد رضا شاه بود که نتیجه و حاصل تفکر غرب گرایی وی بود و همین یکی از مهم ترین علل سقوط رژیم شاه و پیروزی انقلاب اسلامی بود. فرح پهلوی در مصاحبه ای با رادیو لس آنجلس به مناسب سالروز سقوط رژیم پهلوی درباره مذهب شاه و اعتقادات مذهبی او گفت:

«شاه اعتقادات مذهبی نداشت و به خصوص در این سالهای آخر حکومتش که مرتبا مورد مدح و چاپلوسی قرار می گرفت به شدت بی دین شده بود و حتی بدش نمی آمد که توصیه امیر عباس هویدا را به کار ببندد (هویدا از شاه خواسته بود تا رسمیت دین اسلام را لغو و به بهائیان اجازه فعالیت گسترده بدهد) اما از مردم به شدت می ترسید و وحشت داشت که مردم علیه وی دست به شورش بزنند به همین خاطر از هویدا خواست تا دولت در خفا وسیله رشد بهائیان را فراهم کند.»

ضعف فکری و استعدادی شاه:

حسین فردوست در مورد استعداد شاه چنین می نویسد: «محمد رضا در ریاضیات بسیار ضعیف بود، اصولا حوصله فکر کردن نداشت او از همان کودکی اهل تفکر عمیق و همه جانبه نبود زود خسته می شد و بیشتر علاقه داشت پیشنهادات را بپذیرد چون قبول پیشنهاد زحمتی نداشت.»(۱۲) همچنین علم در خاطرات خود آورده است: «شاه از هر چه مطالعه است متنفر است.

 

زندگینامه و خصوصیات اخلاقی رضا خان قبل از کودتا ۱۲۹۹

نصرالله سیف پور فاطمی در باره زندگی رضا خان قبل از کودتا می نویسد:

« دبیر اعظم نقل می کرد که در اوایل سلطنت رضا شاه

مجله ای در آلمان در اطراف رضا شاه و سابقه فامیلیش تحقیقاتی به عمل آورده و نسخه ای از آن را به دربار می فرستد. در این شماره مجله شرحی راجع به سلطنت ناصرالدین شاه دیده می شود و در ضمن عکسی از قاتل او، میرزا رضای کرمانی وجود داشت. رضا شاه به عکس زندانبان میرزا رضا اشاره کرده و میگوید« این عکس شبیه به پدرم است و او در فوج سواد کوه مأمور قراولی دربار ناصرالدین شاه بوده است.»

در جوانی رضاخان زندگانی سختی داشته و وسائل تعلیم و تربیت برایش میسر نبوده و نوشتجاتی که در موقع کودتا به خط او دیده می شود مملو از غلط های املایی است. در یکی از آنها مأمور را «معمور » و صورت را « سورت» و « هستند» را «حستند» نوشته و انشاء او هم در حدود انشاء طفل کلاس سوم ابتدایی است.

افرادی که در جوانی او را می شناختند وی را مردی متهور، جسور، ماجراجو و اهل جدل معرفی می کردند.

درصورت و بدن او چندین علامت زخم و قمه و شوشکه دیده می شد. در میان قزاقان، رضاخان به « شوشکه کش » معروف بوده است.

رضا خان، در سن پانزده سالگی به کمک خالویش به عنوان قزاق پیاده وارد فوج اول قزاقخانه می شود. رئیس فوج غلامرضا خان میرپنج در اوایل سلطنت رضا شاه مدتی حاکم اصقهان بود که میر پنج که با پدرم دوستی داشت مکرر راجع به جوانی رضا خان صحبت کرده و می گفت رضا خان جوانی با استعداد، با اراده و با هوش و در کارها شجاع و در عین حال بردبار بود.

موقعی که دولت چندین شصت تیر از آلمان وارد کرد و آن را تحویل قزاق خانه داد، رضا خان به سمت گروهبان گروه شصت تیر انتخاب شد. پس از چند سال به واسطه پشتکار و لیاقت در گروهان شصت تیر شهرت پیدا کرد و به رضا خان شصت تیر معروف شد.

به واسطه بیباکی و تهور و مهارت در به کار بردن شصت تیر در جنگ های غرب تحت سرکردگی فرمانفرما و در جنگ های آذربایجان تحت فرماندهی جعفر قلی خان سردار اسعد بختیاری مورد توجه فرماندهان قرار می گیرد. بعدها سردار اسعد و نصرت الدوله پسر فرمانفرما در زندان رضا شاه کشته شدند.

… شهاب السلطنه بختیاری می گفت در جنگ های غرب، رضا خان و شصت تیرش رل مهمی بازی کرده و در نتیجه قرب و منزلت زیاد در نزد شاهزاده فرمانفرما پیدا کرد و او را به درجه سلطانی ارتقاء داد.

رضا خان در خراسان و قسمت های مجاور جام و با خرز نیز مأموریت داشته و دبیر اعظم می گفت که کراراً به یاد مسافرت هایش در آن منطقه و ساختن کلبه گلی در جام و ایام خوش آن روز گاران می افتاد و به طور مفصل آن خاطرات را تجدید می کرد.

در قیام جنگل، رضا خان جزو آتریاد تبریز تحت نظر افسران روسی و انگلیسی انجام وظیفه می کرد و در آنجا بود که مورد توجه آیرونساید فرمانده قوای انگلیس در قزوین قرار گرفت و در نتیجه مقدرات او و مردم ایران به کلی عوض شد.

« ما همه شیریم، شیران علم حمله مان از باد باشد دم بدم»

رضا خان مدتی هم با درجه سرهنگی در قزاقخانه تهران مشغول بوده و در آنجا با سید ضیاء الدین و کاظم خان و مسعود خان آشنا می شود.

در روزهای اول کابینه سپهدار، رضا خان برای چند روز از قزوین به تهران می آید و با بعضی مقامات سفارت انگلیس تماس نزدیک داشته است. انگلیس ها در تهران و ولایات علاوه بر مأمورین رسمی سفارت و کنسولگری ها، همیشه چند نفری رابه اسم پژوهش گر و خاورشناس اعزام می داشتند.

این افراد زبان و تاریخ ایران را در لندن آموخته و هنگامی که به ایران می آمدند اغلب در قسمت های پائین شهر، خانه ای اجاره و بین ملاها و دانشمندان رفت و آمد کرده و یکی دو معلم فارسی و ادبیات برای خود انتخاب می کردند. در شهر اصفهان در سال های ۱۳۱۴ – ۱۳۱۸ زنی بنام میس لمبتون خود را عاشق و دلباخته فارسی و فرهنگ ایران معرفی می کرد.

نزد راشد معروف فارسی و عربی تحصیل می کرد.

با اغلب روحانیون وقت و حاکم و روزنامه نویسان و مأمورین سر و سرداشت. در طول مدت چهار سال اقامت اصفهان به تمام دهات و ایالات بختیاری و چهار لنگ سرکشی کرده و انواع و اقسام اطلاعات جمع آوری می کرد.

این زن هنگام جنگ یکی از مأمورین عالی رتبه سرویس جاسوسی در تهران بود و سر ریدر بولارد سفیر انگلیس در کتاب هایش خدمات ذیقیمت او را می ستاید. بعد از جنگ هم با آن که به نام استاد فرهنگ ایران در دانشگاه لندن مشغول بود، کراراً از طرف مقامات انگلیسی به تهران رفته و دستورات وزارت خارجه را بموفع اجرا می گذارد.

در روزهای بحران سیاسی ایران، به گفته ملک الشعرا مردی به نام کریستوفر که در قشون انگلیس با درجه سرهنگی خدمت می کرد به نام خاورشناس و محقق در تهران می زیست. این شخص با بیشتر ایرانیان تماس داشته و به کمک « هاوارد و اسمارت» نقشه کودتا را می کشیده است.

اخلاق و رفتار رضا شاه بعد و قبل از سلطنت ، ویژگی فکری و اخلاقی و شخصیت رضا خان

خصو صیات اخلاقی و شخصی رضاخان پس از کودتا

 

خصو صیات اخلاقی و شخصی رضاخان پس از کودتا منفک از تربیت گذشته اش نبوده است   چنانکه سلیمان بهبودی پیشکار رضا خان   در خاطراتش می نویسد :در هنگام مراجعت رضاخان در مقام وزیر جنگ از رشت « حادثۀ عجیبی پیشامد کرد و آن از این قرار بود که حضرت اشرف اخیراً یک حلقه انگشتر برلیان سیاه خریداری کرده بودند و در انگشت داشتند. بین راه قزوین تا آبیک اتومبیل پنچر شد و حضرت اشرف ناراحت شدند، بطوری که با مشت پشت گردن راننده زدند و مدتی پیاده شدند.

پس از رفع عیب اتومبیل و حرکت به تهران ملاحظه می کنند که تخمۀ برلیان افتاده است. یکی از همراهان( حمدالله) را مأمور می کنند که مراجعت کرده مقداری خاک جاده را ، مخصوصاً در محلی که راننده را با مشت زده بودند، سرند می کنند، تصادفاً برلیان پیدا می شود.

•دیگر اینکه محمد قلی مجد در باره «گذشته و خلق و خوی رضاشاه» در کتاب پژوهشی خود بنام « رضا شاه و بریتانیا»  بنا به اسناد وزارت امور خارجه آمریکا آورده است که :

گوردن پی، مریام،( (Godon P. Marriam کاردار موقت آمریکا، در گزارش سال ۱۹۳۹ خود در باره وضعیت جسمانی رضا شاه می نویسد:« گویا سن شاه در حدود شصت و نه سال باشد،

هر چند ظاهراً تلاش می کنند او را ده سال جوانتر نشان بدهند.» کمتر روزنامه نگار و نویسنده ای بود که به زندگینامه رسمی رضا شاه وقعی بگذارد. جک کالمر، روزنامه نگار واشنگتن پست، در مقاله ای که در باره سر ادموند آیرونساید، ژنرال انگلیسی، در این روزنامه به چاپ رساند، رضا شاه را اینگونه معرفی کرد:

« چهار سال بعد، رضا خان دهاتی نیمه قزاق و نیمه راهزن، نخست طاووس ایران را که با خلع احمد شاه خالی مانده بود، غصب کرد.» ولی پس از اعتراض شدید وزارت امور خارجه امریکا، روزنامه واشنگتن پست سریعاً حرفش را پس گرفت و عذر خواهی کرد.

«جان گونتر» (John Gunther ) نویسنده آمریکایی در کتابش با عنوان «در درون آسیا» که در سال ۱۹۳۹ منتشر ساخت، فصلی را به رضاشاه اختصاص داده است.

گونتر در باره زندانیان سیاسی عصر رضاشاه می نویسد: «نه محاکمه ای وجود دارد، و نه حکم دادگاهی.

خصم باید از میان برداشته شود، و اگر مرگش بنا به مصلحت ضرورت یابد، نه با تبر میر غضب و گلوله تفنگ جوخه اعدام که با روش ملودرام تر خوراندن سم به سراغش می آید. آنهایی که روش فوق را نمی پسندند با ملال خاطر آن را مصون سازی به روش پهلوی می نامند. یک روز خوب و دلپذیر حبّی در چای ناشتایی می اندازند و فاتحه.

 

پی نوشت ها:

سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی، ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو، ۱۳۷۱، ص ۲۸۷٫
مجموعه مقالات، سقوط، بررسی علل فروپاشی سلطنت پهلوی، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، ۱۳۸۴، صص ۸۵۸-۸۵۹٫
ولدم، اسکندر، زندگی پرماجرای رضا شاه، تهران گلنام، ۱۳۷۰، صص ۶۵-۶۷٫
منصور رفیع زاده، خاطرات رفیع زاده، مترجم اصغر گرشاسبی، تهران: اهل قلم، ۱۳۷۶، ص ۳۷٫
مجموعه مقالات، سقوط، پیشین، ص ۷۰۳٫
پرویز راجی، خدمتگزار تخت طاووس، ترجمه ح . ا . مهران، تهران: انتشارات اطلاعات، ص ۶۱٫
لوئیس ویلیام ولدین مایکل، هزیمت یا شکست آمریکا، ترجمه احمد سمیعی گیلانی، ص ۴۴٫
ر.ک: مفاسد اخلاقی شاه و خاندانش، جمعی از نویسندگان، تهران، جهان کتاب، ۱۳۷۹٫

گونتر، در درون آسیا، صص ۵۱۶ – ۴۹۹ .

میلسپو، آمریکایی ها در ایران، صص ۳۷ – ۲۱.

اترتن به موری (۵۶۹/۹۱۱۱، ۷۰۱، پرونده محرمانه)، مورخ ۲۹ مه ۱۹۳۶.

موری به اترتن (۵۶۹/۹۱۱۱، ۷۰۱، پرونده محرمانه)، مورخ ۱۶ ژوئن ۱۹۳۶.

هارت، گزارش شماره ۲۸۲ (۳۶/بی ۰۰، ۸۹۱)، مورخ ۱۰ ژانویه ۱۹۳۱.

-سایت تحقیق کن

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.