تـحـقـیـق کـن
تحقیق و مقالات دانش آموزی و دانشجویی

مقاله کامل در مورد تاثیر ازدواج در زندگی

تأثیر ازدواج

تحقیقات بسیاری نشان داده‌اند که مردان متاهل عمر طولانی‌تری نسبت به مردان مجرد و آنها که هیچ‌وقت ازدواج نمی‌کنند دارند. تلاش‌های بسیاری برای دستیابی به دلایل این امر انجام گرفته که سوالات زیر را در برداشته است:

آیا ازدواج بر سیستم حفاظتی و ایمنی بدن تاثیر مستقیم دارد و به خاطر داشتن فواید مربوط به سلامتی، خطرمرگ و میر را کاهش می‌دهد؟ یا افزایش طول عمر نشان‌دهنده این است که افراد سالم گرایش بیشتری به ازدواج دارند و افراد متاهل از همان ابتدای ازدواج، سالمتر هستند؟

این سوالات اشاره بر این دارد که رابطه بین طول عمر و متاهل بودن فقط با «ایمنی» حاصل از ازدواج یا «انتخاب مثبت» در ازدواج به خاطر سلامتی، توجیه می‌شود. البته نکته دیگری نیز در رابطه بین ازدواج و سلامتی دخیل است. اگر ازدواج کردن یکی از راه‌های به دست آوردن ایمنی در برابر بیماری ها و مرگ است، پس افراد بیمار و ناسالم به خاطر همین مساله گرایش بیشتری به ازدواج پیدا خواهند کرد؟

این طرز فکر را می‌توان «انتخاب منفی» در ازدواج خواند که می‌تواند به اندازه انتخاب مثبت مهم باشد. با این که معمولا تصور می‌شود که انتخاب قسمتی از فواید ازدواج است، اما تحقیقات تجربی سابق معمولا روی انتخاب مثبت متمرکز بود و این امکان را در نظر نمی‌گرفت که انتخاب منفی نیز می‌تواند به همان اندازه مهم باشد.

تحقیقات اخیر در مورد طول عمر در یکی از مراکز تحقیقاتی در تلاش برای پرکردن این فاصله بوده است.

محققان از نوعی بانک اطلاعاتی برای بررسی بیش از ۴۰۰۰ مرد در مدت زمان ۲۲ سال استفاده کرده‌اند. این تحقیقات تغییرات ایجاد شده در سلامتی مردها را در طول دوره تحولات ایجاد شده در زندگی زناشویی، تاریخچه ازدواج، طلاق، مرگ همسر و تجدید فراش تجزیه و تحلیل می‌کند. یافته‌های این تحقیقات نشان می‌دهد که هر دو نکته یعنی هم مساله ایمنی و هم انتخاب در این زمینه نقش داشته است.

از یک طرف، سلامتی خطر مرگ و میر را کاهش می‌دهد و در شرایط به خصوص ازدواج در حفظ سلامتی تاثیرگذار است. از طرف دیگر وضعیت سلامتی افراد می‌تواند در انتخاب آنها برای متاهل شدن، تاثیرگذار باشد.

مقاله کامل در مورد تاثیر ازدواج در زندگی

تاثیرات وضعیت تاهل بر سلامتی

تجزیه و تحلیل این‌که آیا ازدواج به‌طور مستقیم بر سلامتی تاثیر می‌گذارد یا خیر، نتایج مختلفی در بر داشته است.

مقایسات انجام شده بین مردان متاهل و مردانی که هیچگاه ازدواج نکرده‌اند نشان می‌دهد با این‌که گروه اول به‌طور کلی سالم‌تر هستند، اما نمی‌توان این را فقط به‌خاطر تاثیرات محافظتی و ایمنی ازدواج دانست.

گزارشات دریافتی از وضعیت سلامت مردان نشان می‌دهد که ازدواج برای بار اول هیچ فایده قابل‌توجهی نداشته است.

مقایسات انجام شده بین متاهلان سن بالاتر و مردان طلاق‌گرفته اشاره بر این دارد که سطح سلامتی نسبی مردان گروه دوم با بالارفتن سن به طور قابل توجهی نزول می‌کند. وقتی این مردان مطلقه به سن ۵۰ می‌رسند، باید انتظار داشته باشند که وضعیت سلامتی‌شان بسیار زودتر از افراد متاهل به خطر بیفتد. برای این گروه از افراد، ‌ازدواج مجدد بسیار پرفایده خواهد بود و سطح سلامتی آنها نیز به‌خوبی متاهلان خواهد رسید.

تاثیرات تا‌‌هل بر مرگ و میر

با بالارفتن سن در مردان، وضعیت سلامتی رو به زوال رفته و احتمال مرگ بالاتر می‌رود. درصد مرگ و میر مردان متاهل در سنین ۵۰ تا ۶۰ و ۷۰ بسیار کمتر از مردان مجرد است. این مرگ و میر در مردان مطلقه با ضعف وضعیت سلامتی‌شان توجیه می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد که قسمتی از فواید ازدواج از همزیستی با شریک زندگی یا افراد دیگر می‌باشد. آن مردانی که هیچگاه ازدواج نکرده‌اند، ترجیح می‌دهند که تنها زندگی ‌کنند و از فواید زندگی جمعی و ارتباطات اجتماعی بی‌نصیب می‌مانند.

تأهل، در مورد همه ی ابنای بشر ماهیتی سرشتی دارد و غالب وجود آن عالمگیر میباشد. لذا تفاوت فرهنگها موجب دگرگونیهای اساسی در قواعد آن نمیشود!

مطالبی که در ذیل می آید بر اساس تحقیقاتی است که استیون ناک ( Steven I.nox ) استاد جامعه‌شناسی دانشگاه ویرجینیا، پیرامون “علل و پیامدهای تغییرات در خانواده آمریکایی” انجام داده است.

بر همین اساس باید در ابتدا ذکر شود که عواملی که در “نفع بیشتر مردان از ازدواج ” مطرح میشود، عواملی جامع و مانع برای جامعه ی ایرانی نیست و با توجه به اعتقادات مسلمین در باب ازدواج باید تاکید کرد که نفع طرفین از ازدواج خیلی بیشتر از مطالب عنوان شده است….

با توجه به تحقیقات افراد متأهّل عموما افراد سالم تری هستند و عمر طولانی تری دارند و از سلامت عقلانی و نفسانی بیشتری برخوردارند، شاد‌ترند و در آمد بیشتری دارند.

هر چند ازدواج تاثیرات مثبتی را در هر دو جنس باعث میشود اما ذی نفع اصلی آن مردان میباشند. مردان در تمام اموری که ازدواج در آنها تاثیر دارد، منفعت بیشتری بدست می آورند و انتفاع زنان از ازدواج در صورتی حاصل میشود که یک رابطه ی زناشویی مطلوب و کانونی گرم و صمیمی ایجاد شود. در حالیکه به نظر میرسد مردان کمتر تحت تاثیر کیفیت زندگی مشترک خود قرار میگیرند و بطور ساده و اولیه به محض تأهل از مزایای آن بهره مند میشوند، به عبارت دیگر نفس عمل ازدواج باعث بهبود زندگی مردان میشود، اما بهبود زندگی زنان تحت تأثیر کیفیت زندگی زناشویی خواهد بود.

ازدواج و تشکیل زندگی مشترک در واقع تشکیل یک کانون اجتماعی است. این بدان معنی است که همراه با مفهوم ازدواج یکسری انتظارات وابسته به فرهنگ نیز وجود دارد و بدینگونه مردان با این اقدام کاری بیش از شروع یک زندگی ساده با یک زن را آغاز میکنند و در واقع با این عمل خود را به مجموعه ای از قوانین قرار دادی و انتظارات متصل میسازند.

او در مقام همسر و پدر مورد انتظارات دیگران قرار میگیرد و از دیدگاه سایرین باید رفتاری متفاوت از زمان تجرد داشته باشد.

ازدواج بیش از ارتباط بین دو شریک جنسی را پدید می آورد و ارتباطی است که مفاهیم آن از باورهای فرهنگی نش?ت گرفته، با ازدواج زوجین تعهداتی را پذیرا میشوند از جمله وفا‌داری، غمخواری، تحمل…

زوج‌هایی که برای طولانی مدت تنها رابطه ی همزیستی داشته‌اند از جنبه های قابل پیش بینی بسیاری از زوج‌هایی که به ازدواج یکدیگر در آمده اند متفاوتند. اینگونه زوجها توسط تمایلات جنسی به یکدیگر وابسته هستند و روابط اخلاقی دیگر در آن ها بسیار کم است، آزادی بیشتری نسبت به افراد متاهل دارند و قانون تعیین کننده ای برای اینگونه روابط وجود ندارد، شانس بیشتر طلاق و رضایت‌مندی کمتر از روابط جنسی از معایب این نوع زندگی است و طرفین حداقل تعهد را نسبت به یکدیگر دارند.

مفهوم ازدواج در جامعه امریکا بدین معنی است:

۱- شخص انتخابی آزاد دارد که بر پایه ی عشق است ۲- بلوغ و استقلال نیاز مسلم اقدام به ازدواج است ۳- ازدواج ارتباط بین دو جنس مخالف است ۴- در زندگی مشترک مرد تامین کننده اصلی معاش است و او رئیس است ۵- وفا‌داری جنسی و تک همسری انتظارات یک ازدواج است ۶- ازدواج بطور طبیعی با تولد فرزندان همراه است.

و ماهیت مردانگی در ازدواج هم یعنی: مرد پدر فرزندانی است که از همسرش متولد میشود / تامین معاش زن و فرزندان بر گردن اوست / حافظ و محافظت کننده ی خانواده است.

بر این اساس اگر مرد از محافظت یا تامین معاش سر باز زند، نه تنها همسری نا‌شایست تلقی میگردد، بلکه به نوعی کمتر از یک مرد کامل محسوب میگردد. در یک زندگی مشترک مرد آنگونه رفتار میکند که به حسب فرهنگ مطابق با هویت مردانگی‌اش باشد. موضوع اصلی در مورد ازدواج در زندگی مردان عبارتست از اینکه ازدواج به دلیل آنکه موقعیتی جهت تکامل و حفظ ماهیت مردانگی میباشد باعث ایجاد تغییراتی در مردان میگردد.

حقیقت آشکار آنست که غالب مردان و زنان، زندگی مشترک خود را به گونه ای طراحی میکنند که نسبت به کلیات ازدواج اصولی تطابق زیادی داشته باشد. و ازدواج اصولی تنها راهی است که همسران ف مرد، میتوانند به یک مرد کامل تبدیل شوند. هنگامیکه قضیه اساسی مفهوم گردید، درک علت اثرات مثبت ازدواج در مردان بسیار آسانتر خواهد بود.

هویت مردانگی موقتی است و می بایست در دوران پس از بلوغ مستمراً و فعالانه حفظ گردد که این امر بوسیله ی یک ازدواج اصولی امکان پذیر میشود و یک مرد هویت مردانگی خود را طی زندگی مشترک حفظ کرده، توسعه میدهد و به نحوی آن را ابراز میکند. نقش تکامل و بلوغی که یک مرد به عنوان همسر ایفا میکند هسته ی اصلی هویت مردانگی وی قرار میگیرد و این موضوع راهنمای اصلی در علت ثمر بخش بودن ازدواج در زندگی مردان است.

مردان متاهل بیش از مردان مجرد در زمینه فعالیتهای اجتماعی و معقول درگیر میشوند و پاداش چنین فعالیتهایی به صورت شاءن و اعتبار یا مادیات به ایشان برمیگردد. مردان متاهل تابعیت خود از روابط غیر رسمی یا دوستانه را با شرکت در روابط مبتنی بر نقشهای اصولی جایگزین میکنند و در واقع به این طریق اجتماعات خصوصی خود را تغییر میدهند، آنها در اجتماع بر نقشهایی تاکید میکنند که جزئی از کانونهای اجتماعی هستند مثل نقشهای مذهبی و اقتصادی.

“Card gillian” نیز در تحقیق خود در مورد مردان متاهل میگوید: مردان متاهل در مواد و نوع و سطح، روابط خود را بر اساس میزان نیل به اهداف تنظیم میکنند و طبیعتاً موفقیت و شکست آنها تعیین کننده خواهد بود. بر خلاف وابستگی به دیگران، اینگونه موفقیتهای شخصی خصوصیات مردانگی را تحکیم می بخشد….

در حالی که در جوامع غربی به دلیل نوع فرهنگ خاصی که دارند، آمار ازدواج به طور بی‌سابقه‌ای پایین می‌آید، محققان دلایل تازه‌ای برای ترغیب جوانان به ازدواج یافته‌اند و آن هم تاثیر آن بر جنبه‌های مختلف سلامت و طول عمر افراد، به ویژه مردان است. به عنوان مثال، بررسی‌ها نشان داده‌اند که مردانی که ازدواج کرده‌اند، سبک زندگی بهتری دارند؛ یعنی کمتر سیگار می‌کشند، کمتر به سمت الکل و مواد مخدر روی می‌آورند و عادات تغذیه‌ای بهتری دارند و بیشتر ورزش می‌کنند. اما این همه ماجرا نیست و نمی‌تواند توجیه‌کننده تمام تفاوت‌های بین مردان مجرد و متاهل باشد.

برخی بررسی‌ها نشان داده‌اند که میزان دیابت، آرتریت (التهاب مفاصل)، کمردرد، میگرن و واریس در متاهل‌ها کمتر از مجردهاست. بررسی‌های دیگری نشان داده که متاهل‌ها کمتر سرما می‌خورند و حتی دندان‌های بهتری نسبت به مجردها دارند. مسلما همه این موارد را، نمی‌توان تنها با سبک زندگی توجیه کرد. بنابراین آیا پای برخی عومل بیولوژیک دیگر در میان است؟ مثلا تغییرات بیوشیمیایی که سبب می‌شود توان دفاعی مردان متاهل در برابر این بیماری‌ها افزایش یابد؟

موضوع وقتی جالب‌تر می‌شود که به یاد آوریم که مجرد بودن،‌از عوامل خطر زمینه‌ساز برخی بیماری‌های روانی هم هست؛ طوری که احتمال ابتلا به اسکیزوفرنی در افراد مجرد بیشتر است و احتمال سرنوشت وخیم‌تر و عدم درمان این بیماران، در حالت مجرد، بیشتر می‌شود. (البته ازدواج نمی‌تواند اسکیزوفرنی را درمان کند!)

مردان مثل زنان؟

جالب این که تحقیقات نشان داده‌اند که این تاثیرات برای مردان بیشتر است و در مقابل، تاثیر مخرب فروپاشیدن ازدواج، بر روی زنان بیشتر است. برای مثال، مطالعه‌ای که هفته گذشته در نشست سالانه انجمن طب روان‌تنی ارائه شد،

حاکی از این مطلب بود که در هنگام بروز مشکلات خانوادگی و افسردگی ناشی از آن، این زنان هستند که باید بیشترین هزینه را برای آن بپردازند؛ چرا که تاثیرگذاری این موقعیت، بر سلامت جسمی زنان بیشتر است. بررسی‌ها نشان داده که زنانی که از ازدواج خود ناراضی‌اند، بیشتر دچار فشارخون بالا، افزایش کلسترول خون و چاقی می‌شوند که همه اینها، از عوامل خطر بیماری‌های قلبی و عروقی مانند سکته محسوب می‌شوند. (این نتیجه مطالعات محققان در دانشگاه «یوتا»ست.)

بررسی‌های دیگر محققان در دانشگاه Case Western Reserve نشان داد زنانی که از همسرشان جدا می‌شوند، تا ۲ سال پیرتر از هم‌سن‌وسال‌های‌شان به نظر می‌رسند. این در حالی است که سن زنانی که ازدواج شاد و موفقی داشتند، درست به همین مقدار کمتر تخمین زده می‌شد.

ازدواج راهی برای صرفه‌جویی

در شرایطی که دنیا در تب و تاب بحران اقتصادی است، بررسی‌ها نشان داده که ازدواج، حتی برای زندگی اقتصادی هم مفید است و می‌توان گفت به نوعی مقرون به صرفه است که ازدواج کنید تا مجرد بمانید. بررسی‌ها روی بیش از ۹ هزار نفر نشان داده که آنها که ازدواج بادوامی داشته‌اند،‌ تا ۲ برابر بیشتر از مجردها توان پس‌انداز داشته‌اند. این در حالی است که وضع حساب‌های بانکی آنها که طلاق گرفته‌اند، از ۲ گروه دیگر، بسیار بدتر بوده است.

خبرهای بد برای زوج‌ها

البته همیشه اوضاع بر وفق مراد نیست و ازدواج، همیشه هم باعث زندگی سالم و پر از شهد و شیرینی نمی‌شود. طوری که نتایج یک بررسی که اخیرا در دانشگاه ناتینگهام انجام شده، نشان داده که بیماری یکی از زوجین، باعث افزایش احتمال ابتلای زوج دیگر می‌شود؛ این مطالعه، بر روی بیماری‌های مزمنی مانند افسردگی، آسم، زخم معده و فشارخون بالا انجام شده است. شاید بتوان این نتایج را به اثر «همدلی» مربوط دانست که بین افرادی که به هم علاقه زیادی دارند رخ می‌دهد.

محققان تاکید می‌کنند که تمامی نتایج مثبت ازدواج در حالتی است که خود شما برای دوام و شادابی رابطه‌تان تلاش کرده باشید و آن را به ارتباطی زنده و پویا تبدیل کنید. موضوعی که هم حاوی جنبه‌هایی عاطفی و احساسی است و هم ابعاد جسمانی و جنسی دارد. صاحب‌نظران سلامت خانواده تاکید دارند که برای دستیابی به زندگی مشترک توام با خوشبختی و احساس رضایت، باید به هر دو جنبه به اندازه کافی توجه کرد و برای تقویت آن کوشید.

خلاصه و نتیجه‌گیری

ارتباط بین ازدواج و طول عمر بسیار پیچیده‌تر از آن است که معمولا تصور می‌شود. آشکار است که نمی‌توان طول عمر بیشتر مردان متاهل را فقط با خاصیت حفاظتی و ایمنی‌بخشی در مقابل بیماری‌ها  یا انتخاب ازدواج به خاطر بهبود سلامتی دانست. آنچه یافته‌‌های این تحقیقات برای بار اول به اثبات رساند این بود که وضعیت سلامت مردان روی انتخاب‌های ازدواج تاثیرگذار است، اما نه در آن حالت که نظریه انتخاب مثبت را تایید کند. از آنجا که سلامتی بالا فرد را برای ازدواج سست می‌کند و بیماری و ضعف سلامت فرد را به ازدواج ترغیب می‌کند، ارتباط بین ازدواج و سلامتی را می‌توان در عادت‌ها و اولویت‌های شخصی مشاهده کرد که باعث ارتقای ازدواج و سلامتی می‌شوند.

علاوه بر این، شواهد نشان می‌دهند با این‌که وضعیت تاهل بر مرگ و میر تاثیرگذار است عوامل تعیین‌کننده این تاثیر همیشه مشخص نیستند. مردانی که در سنین پیری مطلقه شده‌اند این مساله باعث شده که سلامتی کمتر و عمر کوتاه‌تری داشته باشند. آن مردانی که هیچ‌وقت ازدواج نکرده‌اند با این‌که وضعیت سلامتی‌شان با افراد متاهل تفاوتی نمی‌کند، اما عمر کوتاه‌تری نسبت به آنها دارند. بنابراین در حالی که سلامت مردان متاهل می‌تواند توجیهی برای طول عمر بیشتر آنها باشد، اما هنوز نیاز به تحقیقات بیشتری است.

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.