تـحـقـیـق کـن
تحقیق و مقالات دانش آموزی و دانشجویی

تحقیق در مورد مهار نفس

چکیده ای از تحقیق

با دشمن نفس، صلح کردن ننگ است

چون در همه حال، با خرد در جنگ است

هر چند سخن ز آشتی می گوید

خصمی است که آتش بس او نیرنگ است۱

«نفس»، در قرآن و حدیث و متون عرفانی و فلسفی، به معانی مختلف به کار رفته است.

یک معنی آن، جان آدمی و حقیقت وجود او و «نفس ناطقه» آدمی است که از آن به «خودانسانی» تعبیر می شود و سرمایه کمال است و قابل رویاندن و رشد دادن است که بحثی جداگانه می طلبد.

معنای دیگر، نفس، کشش های درونی و «نفس امّاره» است که اگر مهار نشود، آدمی را زمین می زند و نابود می کند.

آن چه می خوانید، نگاهی به نفس از این منظر و زاویه است.

هر کس در وجود خود، نیرویی را حس می کند که او را به طرف عصیان و طغیان و گناه می کشاند.

وجود انسان، صحنه تقابل و تنازع «نفس» و «عقل» است. اگر نفس پیروز شود، عقل را به انزوا می کشد و انسان را ملعبه ابلیس و مرکب راهوار شیطان می سازد. اگر عقل غالب گردد، نفس را مهار می کند و قوای وجودی انسان را در مسیر کمال و خیر و فلاح قرار می دهد.

حضرت یوسف، در شرایط دشواری قرار گرفت؛ زلیخا جلوه گری می کرد و او را به گناه دعوت می نمود. غریزه جنسی هم در یوسف جوان و زیبا وجود داشت و اگر عنایت الهی نبود، شاید می لغزید و مغلوب نفس می شد. این همان نکته ای است که یوسف صدیق به آن تصریح کرد و با گفتنِ «و ما ابری نفسی انّ النفس لامّارهٌ بالسّوءِ إلّا ما رَحِمَ ربّی»،۲ بر خطر و قوّت جاذبه نفس اشاره کرد.

تحقیق در مورد مهار نفس

اهداف تحقیق

هدف ما در این مقاله این است که سعی خواهیم کرد تا شما را با مهار نفس آشنا کنیم و اینکه که یک فرد با رفتار خود نشان می دهد که چه چیزی غلط و چه چیزی درست است

هر کس در وجود خود، نیرویی را حس می کند که او را به طرف عصیان و گناه می کشاند.

وجود انسان، صحنه تقابل و تنازع «نفس» و «عقل» است. اگر نفس پیروز شود، عقل را به انزوا می کشد و انسان را ملعبه ابلیس و مرکب راهوار شیطان می سازد. اگر عقل غالب گردد، نفس را مهار می کند و قوای وجودی انسان را در مسیر کمال و خیر و فلاح قرار می دهد.

حضرت یوسف، در شرایط دشواری قرار گرفت؛ زلیخا جلوه گری می کرد و او را به گناه دعوت می نمود. غریزه جنسی هم در یوسف جوان و زیبا وجود داشت و اگر عنایت الهی نبود، شاید می لغزید و مغلوب نفس می شد. این همان نکته ای است که یوسف صدیق به آن تصریح کرد و با گفتنِ «و ما ابری نفسی انّ النفس لامّارهٌ بالسّوءِ إلّا ما رَحِمَ ربّی»،۲ بر خطر و قوّت جاذبه نفس اشاره کرد.

گناهان، با تمایلات نفسانی انسانی همراه و هماهنگ است. از این رو، جاذبه اش هم قوی تر است و در مقابل آن همه فرمان های الهی و دعوت های انبیاء و مواعظ اولیا، افراد در سراشیبی «هوای نفس» قرار می گیرند و با سرعت پیش می تازند و قدرت کنترل را از دست می دهند.

امام علی علیه السلام می فرماید: «هیچ گناهی نیست؛ مگر این که همراه با شهوات و تمایلات نفسانی انجام می شود. پس رحمت خدا بر آن که خود را از تمایلات نفسانی جدا کند و هوای نفس را ریشه کن سازد.

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.