موقعیت و وسعت مغان

منطقه مغان

منطقه موغان در مرکز آذربایجان (Azərbaycan – Azerbaijan) قرار گرفته است و مساحت آن حدود ۹/۵۲۲۶ کیلومتر مربع می باشد که حدود ۵ درصد کل مساحت آذربایجان را شامل می شود این منطقه از طرف شمال وشرق به جمهوری آذربایجان از جنوب به شهرستان خیاو (مشگین شهر) و از غرب به قره داغ محدود میگردد.

موغان در مقایسه با کشورهای کوچک جهان حدود ۲۷۵۱ بابر موناکو و۲۴۴ برابر نائورو -۸۵ برابر سان مارینو -۳۲ برابر لیختن اشتاین -۵/۱۶ برابر مالت -۸ برابر بحرین – ۵ برابر گرنادا – ۳ برابر کشور کومورو – ۲ برابر لوکزامبورگ مساحت دارد.

شهرستان مغان دارای سه بخش مغان غربی (به مرکزیت پارس آباد) مغان شرقی (به مرکزیت بیله سوار) و گرمی (به مرکزیت گرمی) گردید. در شهریور ۱۳۷۰ نیز بدنبال تصویب مجلس شورای اسلامی بخشهای مغان غربی و مغان شرقی با تغییر نام به پارسا آباد و بیله سوار بصورت دو شهرستان مستقل در آمده و مغان جنوبی عملا به سه شهرستان مستقل ( گرمی بیله سوار و پارساآباد مغان) تقسیم شد .

دشت مغان در قسمت مرکزی آذربایجان قرار دارد. این منطقه به دشت همیشه بهار آذربایجان معروف است این دشت یکی از قطبهای مهم کشاورزی ودامپروری آذربایجان است. سراسر دشت مغان به علت حاصلخیزی خاک – دمای مساعد وموقعیت خاص منطقه ای زیر کشت اقسام غلات حبوبات وعلوفه قرار می گیرد بی مناسبت نیست که مغان را انبار غله آذربایجان می گویند .

مغانشهر (پارس آباد مغان) شمالی ترین نقطه دشت و شهر مرکزی آن بوسیله یک جاده آسفالته به اردبیل (۲۲۸ کیلومتر ) اصلاندوز مغان (۵۰کیلومتر ) خمارلو (۱۲۰کیلومتر ) خیاو (۲۰۰ کیلومتر ) و تبریز (۴۰۰ کیلومتر) وصل می شود فاصله آن از راه اردبیل تا آستارا ۳۱۰ کیلومتر و از همین راه تا تهران حدود ۸۱۵ کیلومتر است .معرفی دشت مغان

دشت مغان یکی از مهمترین مناطق زیست محیطی آذربایجان است از لحاظ زمستان گذرانی گونه های نادر پرندگان کوچنده به شمار می آید.

منظقه مغان
منظقه مغان

محیط زیست مغان:

براساس مطالعات به عمل آمده توسط گروه پرنده شناسی سازمان حفاظت محیط زیست کشور در تالاب های دشت مغان انواع پرندگان کوچنده آبزی همچون پلیکان خاکستری اردک چشم طلائی – اردک تاجدار – مرکوس سفید – قوی گنگ – قوی فریادکش – قوی کوچک – غاز خاکستری وبالکان کوچک مشاهده شده است .

تاکنون تصور می شد که زیستگاه پلیکان خاکستری در منطقه دریای خزر است از این پرنده در دریاچه سد میل مغان اصلاندوز مشاهد شده است.

تعدادپرندگان نادر کوچنده آبزی در منطقه مغان عبارتند از:

۷ قطعه اردک چشم طلائی – ۹ قطعه اردک تاجدار وکوچنده ۴۰۰ قطعه غاز خاکستری ۵ قطعه مرکوس سفید ۱۵۰۰ قطعه انواع قو و۵۵ قطعه بالکان کوچک به گفته کارشناسان جمعیت بالکان کوچک در سطح جهان از ۵۰۰۰ قطعه تجاوز نمی کند ووجود ۵۵ قطعه از این نوع پنده در دریاچه سد میل مغان اصلاندوز پدیده ای مهم و استثنایی در کشور به شمار می رود.

حدود ۱۰ تا ۸ هزار قطعه از پرندگان کوچنده زنگوله بار نیز در مغان مشاهد می شود علاوه بر این گونه هایی ازپرندگان کوچنده کنار آبزی از قبیل سلیم – آ بچلیک – گیلانشا – حواصیل خاکستری – اقرت – خروس کولی – لک لک – طاووسک – انواع مرغابی ها – سرسبز – خوتکا – سرحنایی – چنگر – نوک سرخ – کاکایی – اردک نوک پهن- آنقوت – طنجه – غاز وفلامینگو نیز از دیگر پرندگانی هستند که در دشت مغان زمستان خود را سپری می کنند.

تنوع گونه های پرندگان کوچنده در تالاب های مغان این منطقه را بعنوان یکی از اصلی ترین زیستگاههای پرندگان کوچنده در سطح کشور مطرح می کند وجود گونه های بومی ومهاجرت پرندگان کوچنده به این منطقه باعث شده تا از دشت مغان به عنوان بهشت پرندگان کوچنده یادشود.

 

پیشنیه تاریخی:

از زمانهای بسیار قدیم نیاکان آذربایجانیان در اراضی گسترده وسیعی می زیستند که از طرف جنوب به سواحل جنوبی دریاچه ارومیه از شمال به رشته کوههای قفقاز از شرق به دریای خزر و از غرب به مرزهای ترکیه و گرجستان محدود بود.

با توجه به شرایط طبیعی و جغرافیایی آذربایجان یکی از مناطق حاصلخیز و پربرکت دنیا یکی از مهدهای قدیمی تمدن و مردم آن آفریننده فرهنگ پربار و ذیقیمت مادی و معنوی در روند تکامل تاریخ بوده که این خود هدیه گرانمایه ای به گنجینه تمدن و فرهنگ جهانی است در زمانهای بسایار قدیم در سرزمین آذربایجان دولتهای متعددی بوجود آمدند در سده های میانه این دولتها در تاریخ شرق میانه ودوره نقش مهمی ایفا کردند این دیار به واسطه قرار گرفتن بین راههای اروپا و آسیا توجه بسیاری از اشغالگران و جهانخوران را به خود جلب کرده است طی قرون متمادی آذربایجان از هر سو هدف یورشهای متعددی قرار گرفت .

به دفعات شهرها و دهات آن به ویرانه تبدیل گردید مزارع و باغهایش خراب و هزاران نفر به هلاکت رسیدند اما مبارزات رهایی بخش مردم دلاور این سرزمین علیه اشغالگران متجاوز و بیگانه شجاعانه ادامه یافت.

 

زیستگاه آدمیان نخستین:

کاوشهایی که بوسیله باستان شناسان در اراضی آذربایجان به عمل آمده نشان می دهد که در این سرزمین از دوره پارینه سنگی نشانه ای از زندگی انسان بجا مانده است در دوران باستان گروههای انسانی در دشت پهنه ها و کناره های رودها پراکنده بودند و موطن و پناهگاه ثابت نداشتند در دوران دیرینه سنگی انسانها هنوز با تولید محصولات کشاورزی آشنایی نداشتند.

از این رو یا به شکار حیوانات دست می زدند و یا ماهیگیری می کردند و یا از ریشه گیاهان تغذیه می کردند و با تغییر شرایط طبیعی در محیط زیست ورسیدن سرما انسانها به غارها پناه می بردند انسانهای نخستین ابزار کار اولیه خود را از سنگ می ساختند این ابزار در آغاز منحصر به زوبین های سنگی و بعد ها عبارت از چکش سنگی تبر ابزار تیز و غیره بوده انسانها از هر نوع ابزاری به منظور خاصی بهره ور می شدند.

کشف آتش اهمیت بسزایی در زندگی انسان داشت چرا که سرچشمه روشنایی وگرما بود در آغاز انسانهای نخستین آتش را از دهانه کوههای آتشفشان از گازهای شعله ور حاصل از رعد و برق شدید به دست می آوردند بعدها خود توانستند آتش درست کنند.

پرستش آتش از دوران باستان در فرهنگ و زندگی مردم آذربایجان تاثیر گذاشت بی جهت نیست که نشانه های تقدس آتش هنوز در بسیاری از افسانه ها و قصه های آذربایجانی بجا مانده است به عقیده برخی از پژوهشگران واژه آذربایجان با آتش پرستی مردم این سرزمین بی ارتباط نیست زمان درازی در تاریخ آذربایجان به(( دیار آتش)) معروف بوده است در روند تلاش انسانها موانست و پیوستگی ضرورت پیدا کرد و از این طریق گفتار خلق شد گفتار نشانه جدائی بزرگ انسان از حیوان بود .

 

وجه تسمیه مغان:

مغان به عقیده محققین بدان جهت است که سالی یکبار پیشوایان آئین زرتشت در آنجا گرد می آمدند به تعبیر جامعه امروزی در باب مسائل دینی سیمنارهای ترتیب می دادند و چون معمولا سمینارهای دینی در جوار مقدس ترین امکنه هر مذهب تشکیل می شود ترتیب اجتماعات مذهبی موبدان زرتشتی در این سرزمین می تواند دلیل آن باشد که این منطقه از نقاط بسیار مقدس دین باستان به شمار می آمد ابوریحان بیرونی در آثار( الباقی عن القرون الخیاله) زادگاه زرتشت را دشت مغان ذکر نموده است.

در بعضی از کتب تاریخی و سفرنامه ها از نام مغان یاد شده است و اکثر آن را منطقه ای حاصلخیز و سر سبز که دارای احشام فراوانی است ذکر کرده اند از جمله در کتاب تاریخ آذربایجان می نویسند (مغان یا موقان Mughan نام دشت باتلاقی است که از دامنه کوه ساوالان تا کناره خاوری دریای خزر کشیده شده است و در جنوب مصب رود آراز و شمال کوههای طالش قرار دارد)

این ایالت در دوره اسلامی گاهی جزو آذربایجان شمرده می شده ولی غالبا ناحیه ای جداگانه و مستقل را تشکیل می داد یاقوت حموی این ناحیه را جزو آذربایجان شمرده می نویسد: (در آن دیه ها و چراگاههای بسیار است اکنون ترکمانان آن اراضی را برای چرا اشغال کرده و اکثر اهل آن ناحیه را تشکیل می دهند کرسی موغان در قرن چهارم شهری بود به همان نام که اکنون تعیین محل آن دشوار است)

از گفته او استنباط می شود که محتمل است آن شهر همان باجروان باشد که حمداله مستوفی آن را کرسی آن ناحیه شمرده است و در زمان او خراب بوده است وی موضع آن را در چهارفرسخی شمال برزند که هنوز نام آن در نقشه دیده می شود معین کرده است.

 

آثار تاریخی و فرهنگی مغان:

دشت مغان یک معبر و دهلیز باز وسیع و تنها راه وصول به فلات آذربایجان در مرکز آذربایجان است که ارتفاعات اردبیل مشگین و قره داغ مانند دیواره ای در جلوی آن قرار گرفته گردنه های صعب العبور و پرپیچ و خم حیران دوجاقلار ارشق و خروسلو موانع ارزنده ای در برابر نفوذ و ورود هر مهاجمی به داخل منطقه می باشد .

 

تپه نادری (نادرشاه افشار) اصلاندوز مغان Aslanduz:

تپه عظیم نادر در جنوب غربی شهر اصلاندوز مغان در تلاقی رودخانه آراز و قره سو (دره رود) قرار دارد بلندی این تپه ۳۰ متر و محیط اطراف آن حدود ۱۵۰۰ متر و طول آن ۱۲۰ متر و عرض آن حدود ۱۰۰ متر است ظاهرا این محل در سده های متمادی واحد مسکونی بزرگی را تشکیل میداده از هزاره اول پیش از میلاد تا اواخر سده یازدهم هجری قمری مسکون بوده شاید قدمت آن تا هزاره سوم و چهارم قبل از میلاد نیز برسد .

اشیای مکشوفه در آن می توان از سفال خشت پخته دوران پارتی سفالهای منقوش دوره اسلامی تعداد زیادی سنگ انسبیدین به حالت تیغه و سنگ خام را نام برد تپه نادری از منظر تاریخی قابل توجه است در این مکان بود که نادرشاه جهت خلع شاه طهماسب دوم صفوی انجمن بزرگی تشکیل داد و سران کشور و بزرگان را به دشت مغان فرا خواند که منجر به خلع طهاسب میرزا و رسیدن وی به تخت سلطنت شد.

 

قلعه اولتان:

در ۵۰۰ متری روستای اولتان، کنار رودخانه آراز (ارس) قرار دارد و در زمین صافی به ابعاد ۸۰۰*۴۰۰ متر بنا گردیده است. دور تا دور این قلعه را دیوار بزرگ خشتی به قطر ۹۲/۵ متر احاطه کرده و آثار خندق بزرگی به عرض ۳۰ متر که سه سمت آن را فرا گرفته، دیده می شود. جبهه شمالی آن رود آراز (ارس)،و روستای اولتان در قسمت جنوبی این قلعه است وضع ظاهری ساختمان مانند قلاع نظامی است، از روی برشی که قبلا بوسیله بولدوزر در دیوار شرقی قلعه ایجاد شده توانسته اند قطر دیوار و اندازه خشت های بکار رفته (۱۰*۴۱*۴۱ تا ۱۰*۴۴*۴۴) سانتیمتر را مشخص کنند بانیان نخستین قلعه اشکانیان بوده اند به واسطه استحکام و موقعیت مناسبی که داشته تا قرن دوازدهم هجری از آن استفاده شده است.

سفالهای متنوعی که بدست آمده موید این نظر است. سفالهای بی نظیر و متنوع دوره های مختلف اسلامی قلعه اولتان در خور توجه و شایان اهمیت است. درون محوطه قلعه نیز تپه هایی وجود داردکه واحد های کوچک ساختمانی بوده و ساختمانه های عمده و اصلی در ضلع شرقی قرار داشته، که به علت تغییر مسیر رودخانه آراز (ارس) قسمتی از آن شسته شده و از بین رفته و با وجود این قسمت اعظم آن هنوز در زیر خاک مدفون است.

 

گورستانهای قدیمی:

در پهنه دشت مغان همه جا، گورستانهای وسیع و اغلب منسوب به هزاره اول ق.م وجود دارد که بیشتر آن ها در معرض تجاوز و حفاری قاچاق قرار گرفته و می گیرد.

در نزدیکی اصلاندوز گورستان های قوش اوتران، قلی بیگلو، افجی، گدایلو و کرار کورعباسلو واقع، که مربوط به هزاره اول پیش از میلاد است. همچنین منطقه مقصودلوی کورعباسلو مدفن شهدای جنگهای ۱۰ ساله میان امپراطوری روسیه تزار و قشون دولت ممالک محروسه قاجار (قاجار قورونموش مملکتلری) به فرماندهی ژنرال عباس میرزا می باشد.

گورستانهای باستانی در دامنه کوهها و رودخانه ها که آفتابگیر و رو به مشرق و طلوع آفتاب است انتخاب شده زیرا آفتاب و آب در مذهب میترائیسم جنبه تقدس دارد، گورستانهای مربوط به هزاره پیش از میلاد قلی بیگلو و قوش اوتران و سایر گورستانهای مکشوفه و گورستانهای عهد ساسانی (افجی) بدون استثنا دارای چنین مشخصاتی هستند. طرز تدفین بواسطه آهکی بودن خاک که باعث از بین رفتن و پوسیدگی استخوان می شود، به طور کلی معلوم نشد اما قلعه استخوانهای کوچک کاسه سر و قلم پا نشان می دهد که جهت مردگان شرقی، غربی و سر و صورت روبروی آفتاب قرار داشته است.

 

قیز قلعه سی:

تاریخ این قلعه سال ۶۲۹ است. در کنار رودخانه برزند در ۱۷ کیلومتری شمال گرمی مغان دژ مستحکم و بزرگی جلب توجه می کند که به قیز قلعه سی مشهور می باشد و خود شهرستان بیله سوار به شمار می رود و یکی از قلاع متعددی است که با نام قلعه دختر در سرتاسر کشور شناخته شده است. مصالح این قلعه از قلوه سنگ و ملات ساروج است و در حال حاضر از آن، در دیوار ناقص و دو برج باقی مانده است. سبک و نام بنا، قدمت آن را به دوران اشکانی و ساسانی منسوب می شود.

 

جغرافیایی انسانی مغان

بارزترین فصل جغرافیایی انسانی مغان پدیده عشایر و کوچ منظم فصلی دسته های مختلف آنها در رابطه با محیط مسکونی و طبیعت منطقه است و این شیوه زندگی در بیشتر نقاط ایران نیز وجود دارد. اگر چه بدین شیوه زندگی در مغان در منابع و کتب مختلف اشاراتی رفته است ولی از هماهنگی آنها با طبیعت و جابجایی و نوع معیشت آنها طبق قوانین اقلیمی کمتر سخن به میان آمده است.

 

عشایر مغان

آنچه درباره عشایر مغان گفتنی است این است که این قشر مردمانی پاک سرشت، مهمان نواز، صمیمی، معصوم، سختکوش و استوار هستند که با پوستی خشکیده و سوخته در دامنه کوهها و ضخره ها و پهنه دشتها به دنبال گوسفندان خود، برای بقا، با طبیعت خشن در ستیز و نبردند. انسانهای کوچ نشینی که پس از سپری شدن قرنها تبدیل به مردمانی خودکفا با فرهنگی اصیل و غنی شده اند و تا به امروز نیز توانسته اند با وجود همه مشکلات و کاستیها و بی توجهی ها، همچون کوه استوار مانده و خود را حفظ نمایند.

 

اقتصاد منطقه مغان:

عمده فعالیت منطقه مغان در بخش کشاورزی و بعد از آن در بخش خدمات است. اقتصاد مغان بر اساس کشاورزی، دامداری، صنایع کارخانه ای و بخش خدمات استوار گردیده و به دلیل مساعد بودن شرایط آب و هوایی و زمین حاصلخیز یکی از قطبهای مهم کشاورزی آذربایجان بشمار می رود. کشت محصولات به دو صورت آبی و دیمی صورت می گیرد و آب از رودخانه ارس و بوسیله کانال کشی تامین می شود . مهمترین محصولات کشاورزی مغان عبارتند از: گندم، جو، ذرت، برنج، تره بار، سویا، چغندرقند، پنبه و گردو را نام برد. از نظر دامداری به دلیل غنی بودن مراتع این بخش از رونق بسیاری برخوردار است و از انواع دام مانند گوسفند، گاو، گاو میش، بز، شتر و اسب نگهداری می شود. پارساآباد مغان دارای صنایع و کارخانجات بزرگ و کوچک می باشد.

اکثر تولیدات کشاورزی و دامپروری از پارس آباد به بازار مصرف در شهرها صادر می شود. چغندر تولیدی در کارخانه قند به شکر و قند تبدیل می شود و میوه های مرغوب آن علاوه بر صدور به بازارهای داخلی و خارجی در کارخانه وابسته به کشت و صنعت و دامپروری مغان به کنسرو، کمپوت، آبمیوه و خشکبار تبدیل می شود. تولیدات کارخانه آبمیوه مغانه عبارتند از: هلو، آلبالو، شلیل، سیب، آلو و غیره.

 

 

صنایع دستی مغان

در مورد صنایع دستی باید گفت که از قدیم قالی و گلیم بافی در این ناحیه رایج بوده و هست.

 

زبان مردم منطقه مغان

زبان مردم منطقه مغان مثل سایر مناطق آذربایجان ترکی است.

 

صنایع و معادن مغان

در این شهرستان معدن سیلیس وجود دارد. این ناحیه به دلیل آب و هوای مساعد و زمین حاصلخیز یکی از قطبهای کشاورزی ایران به شمار می آید. این شهرستان ۰۰۰ ۱۵۰ هکتار مرتع دارد که به سبب غنی بودن آنها دامداری نیز در آنجا از رونق بسیاری برخوردار است. از جمله محصولات کشاورزی آن گندم جو ذرت برنج تره بار بنشن سویا چغندرقند و میوه است که بخشی از آنها صادر می شود.

از سال ۱۹۳۵میلادی بررسی امکانات کشاورزی در ناحیه مغان آغاز شد. در سال ۱۹۴۸میلادی مقداری از زمینهای منطقه برای اجرای طرحهای عمرانی و اسکان عشایر شاهسون در اختیار سازمان برنامه قرار گرفت.

در همان سال شرکت دولتی «شیار آذربایجان » تشکیل شد و عملیات مکانیزه در حوالی اصلاندوز مغان تجربه کرد که به نتیجه مطلوب نرسید. به منظور اشاعه زراعت آبی در آنجا برای بخشی از اراضی شبکه آبیاری احداث شد. در ۱۳۳۰ ش برای ایجاد آبراهه (کانال) اقداماتی شد و در ۱۳۳۲ ش شبکه آبیاری حدود چهار هزار هکتار زمین آماده بهره برداری گردید.

در ۱۳۳۸ ش نیز طرح بزرگتری برای ساختمان آن به پایان رسید و از همین تاریخ از ۶۰۴ ۱۸ هکتار زمین در دشت مغان بهره برداری شد و چهار هزار خانوار از عشایر محلی اسکان یافتند و ضمن دامداری به کشاورزی پرداختند (شرکت سهامی کشت و صنعت و دامپروری مغان ص ۴ـ۵ نیز رجوع کنید به قاسمی ج ۱ ص ۲۳۸ـ ۲۴۱). بین سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۹ش سد انحرافی «میل و مغان » در ۲ کیلومتری غرب شهر اصلاندوز مغان احداث شد. در ۱۳۵۳ش قانون تأسیس شرکت «کشت و صنعت و دامپروری مغان » به تصویب رسید.

منطقه مغان با ایجاد کارخانه های مهمی چون کارخانه قند مغان، پنیرسازی، پنبه پاک کنی، کمپوت سازی و بخصوص با تأسیس مجتمع کشت و صنعت در ۱۳۴۸ش رو به توسعه گذاشت. در ۱۳۸۰ مغانشهر بعد از شهرستان اردبیل دومین شهر استان از لحاظ جمعیت بود.

مغانشهر (پارسا آباد) از لحاظ تقسیمات اداری و سیاسی سابقا بخشی در شهرستان مغان در استان آذربایجان شرقی بود که مرکز آن شهر مغانشهر بود. (ایران . وزارت کشور ص ۱۱). در ۱۳۷۰ش شهرستان شد و با تشکیل شدن استان اردبیل در ۱۳۷۲ش یکی از شهرستانهای آن گردید. (ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی ص ۸ ایران . قوانین و احکام ص ۲۴ـ۲۵).

برخی از آثار باستانی این شهرستان عبارت است از: قلعه اولتان در ۶ کیلومتری جنوب غربی شهر مغانشهر (پارساآباد) متعلق به دوره اشکانی و ۹ گورستان که قدمت آنها به هزاره اول پیش از میلاد می رسد و تپه ای متعلق به هزاره سوم و چهارم پس از میلاد که پس از تاجگذاری نادرشاه افشار در آن محل به تپه نادر معروف شد. (ترابی طباطبائی ص ۶۶۲ـ۶۶۴ سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح همانجا(

 

شهرستان گرمی مغان

شهرستان گرمی یا مغان یکی از شهرستان های استان اردبیل در آذربایجان است. شهر گرمی مرکز شهرستان گرمی است. این شهرستان قبلا بخش مرکزی شهرستان مغان بود که شامل شهرستان‌های کنونی گرمی، مغانشهر (پارس آباد) و بیله سوار می‌باشد.

منطقه «گرمی» از کهن ترین مناطق دشت مغان است و آثار تاریخی به دست آمده از آن نشان گر قدمت بالای این شهرستان است. گرمی یکی از شهرستان های مجاور دشت مغان است که از لحاظ شرایط طبیعی یک منطقه کشاورزی و دام پروری است.

صنایع دستی این شهرستان را گلیم بافی و قالی بافی تشکیل می دهند. گر چه صنایع متوسط و بزرگ در این منطقه دارای اهمیت چندانی نیست ولی از نظر صنایع دستی، تولیدات این منطقه قابل اهمیت است.

نوعی ورنی یا گلیم ریز فرش نما در روستای اینجلو تولید می شود که در نوع خود منحصر به فرد بوده و یکی از اصلی ترین تولیدات سنتی گرمی محسوب می شود. شال بافی در اجارود و روستاهای تابعه آن رواج زیادی دارد و هنرمندان این رشته، کالاهای بسیار مرغوبی به بازار مصرف عرضه می دارند. از دیگر صنایع دستی گرمی می توان خورجین و پلاس و شال گردن و بافتن دوزی را نام برد. در سرشماری سال ۱۳۷۵ شهرستان گرمی ۰۶۴/۱۰۴ نفر جمعیت داشت.

مردم این شهرستان به زبان ترکی صحبت می کنند و مسلمان هستند. مکان های دیدنی و تاریخی شهرستان گرمی را تپه خرمن، منطقه گرمی و گورستان گبر تشکیل می دهند.

 

پاسخ بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.