تحقیق کن

تحقیق کن

تحقیق و مقاله و پروژه های دانش آموزی و دانشجویی

امکان سفارش تحقیق در سایت محقق شد. این بخش مختص دانشجویان و کاربرانی است که به دلایل مختلف زمان کافی برای انجام تحقیقات دانشجویی را ندارند که می توانند سفارش تحقیق دانشجویی خود را به تحقیق کن ارجاع دهند.

مطالب دسته: دانش آموزی

انواع تله های نفتی

نفت امروزه یکی از مهم‌ترین منابع انرژی است. اقوام متمدن دوران باستان، به ویژه سومری‌ها، آشوری‌ها و بابلی‌ها، حدود چهار هزار و پانصد سال پیش در سرزمین بین‌النهرین (عراق امروزی) با برخی از مواد نفتی که از دریاچه قیر به دست می‌آمد، آشنایی داشتند.

آنان از خود قیر به عنوان ماده غیرقابل نفوذ برای عایق‌کاری استفاده می‌کردند. رومی‌ها و یونانی‌ها نیز مواد قیری را برای غیرقابل نفوذ کردن بدنه کشتی‌ها و همچنین برای روشنایی و گرم کردن به کار می‌بردند.

ادامه مطلب...

تفاوت الماس و برلیان در چیست؟

برلیان Brilliant :

 

fidkr71u8y49hzpdj1 - تفاوت الماس و برلیان در چیست؟

برلیان نوعی تراش است که برای سنگ الماس استفاده میشود. این نوع تراش فرزند تراشی است به نام تراش سوییسی که برای انواع و اقسام سنگهای مختلف در گذشته استفاده می شده است.

در تراش برلیان امروزه سعی بر آن است که هر چه بیشتر از قبل جلوه های بصری سنگ الماس را به نمایش بگذراند و زوایا و نوع برش را به شکلی تنظیم کنند که نور وارده شده به سنگ الماس با صفحات بیشتری از سنگ برخورده کرده و در انتها به چشم ما برخورد کند.

برای دست یافتن به این مساله دانشمندان موسسات بزرگ آمریکا و بلژیک همیشه برای بهتر کردن نوع تراش الماس ها تلاش می کنند و سال به سال استاندارهای جدیدی را برای اینکار ارائه می دهند.

ادامه مطلب...

چگونگی پیدایش پلاسر طلا | استخراج و منشاء طلا

بیشتر منشاء طلا ، دارای منشاء آذرین بوده و یا اینکه از تمرکزهای سطحی، سرچشمه میگیرند و تعداد کمتری از ذخایر طلا بر اثر کنتاکت متاسوماتیسم به وجود می آیند. اما ذخایر رگه ای اکثراً در اثر محلول های هیدروترمال حاصل می شوند.

بین رگه های طلا دار و سنگ های نفوذی یک ارتباط گسترده وجود دارد که پیوند این دو را به وضوح مشخص می کند. طلا در توده های معدنی از منشا گرمابی، همراه پیریت، میسپیکل کوارتز و یا همراه رودوکروزیت و سایر کانی های منگنز و باریتین تشکیل می شود.

ادامه مطلب...

عوامل موثر بر مقرون به صرفه بودن یک معدن

عوامل موثر در اقتصادی شدن یک معدن

مواد معدنی یکی از مهم ترین زیربناهای اقتصادی و صنعتی را در جامعه ی امروز تشکیل می دهند. بشر از آغاز آفرینش خود و در طول تاریخ، بر حسب نیازمندی ها و شناخت خود از مواد معدنی استفاده کرده و تا کنون نیز به شیوه های گوناگون به بهره برداری خود از این منابع ادمه می دهد.

ادامه مطلب...

چرا وسعت سطح زمین افزایش نمی یابد

 

 جهان در حال انبساط

علم بر این اعتقاد است که جهان در حال انبساط  است و این انبساط ۱۳٫۷ بیلیون سال پیش از نقطه در عالم آغازیدن گرفته است.

علم بر این اعتقاد است که جهان در حال انبساط است و این انبساط ۱۳٫۷ بیلیون سال پیش از نقطه در عالم آغازیدن گرفته است. مدارک زیادی برای تائید این نظریه وجود دارد، مانند: دور شدن کهکشان ها از ما، تابش زمینه کیهانی و وجود هیدروژن و هلیوم در جهان.

اما چه چیزی قبل از انفجار بزرگ رخ داده است؟ نظر به اینکه تمام مواد و انرژی در نقطه ای که جرم و چگالی در آن بینهایت بوده و همه به هم پیچیده بودند، تصور مشاهده قبل از این زمان و اینکه چه رخ داده است بسیار مشکل است.

مارتین بوجووالد و چند تن دیگر از کیهان شناسان از دانشگاه ایالت پن، تصور وقایع قبل از مهبانگ را امکان پذیر می دانند، تفکرات و ایده های او به صورت مقاله ای در مجله معتبر Nature Physics به چاپ رسیده است.

ادامه مطلب...

جوانان و نوجوانان چه نقشی در بیداری اسلامی سالهای اخیر داشتند

امروز مسجد‌ها کانون جنبش‌هاست

در مقابل فرهنگ کفر و استکبار، مسلمین را ضعیف بار آورده بودند که احساس ضعف مى‌کردند. در جاهایى که امروز میلیونها مسلمان توانسته‌اند سهم و حقى در حکومتها به دست بیاورند، تا قبل از انقلاب اسلامى، کسى جرأت نمى‌کرد دم از اسلام بزند.

در این کشورهاى اسلامى که امروز ائمه‌ى جمعه و جماعاتشان، تشکیلات به وجود مى‌آورند و مسجدها رونق پیدا مى‌کنند و کانون تحرک مى‌شوند، تا دیروز مسجدها متعلق به یک‌مشت پیرمرد از کار افتاده بود. امروز آن مسجدها، جاى جوانان‌ و کانون جنبش‌هاست.

ادامه مطلب...

خاطراتی از رشادتهای رزمندگان در جبهه های جنگ

حسین خدادادی امروز قاضی دادگستری است و دوره دکترای حقوق خصوصی را می گذراند. متولد سال ۱۳۴۹ است و وقتی تصمیم به جبهه رفتن گرفته مجبور به دستکاری شناسنامه اش شده و سال تولدش را از ۴۹ به سال ۴۷ تغییر داده. این البته کاری بود که خیلی از رزمندگان کم سن و سال آن موقع انجام می دادند تا از شرف و حیثیت خاک ایران دفاع کنند.

خدادادی تک تیرانداز ,  تخریب چی و بی سیم چی کوچک جبهه های جنوب و غرب از گردان یدالله ۵ نصر خراسان بود که طی ۲۶ ماه رشادت در جبهه مدتی را در پدافند فاو و مدتی را در جزیره مجنون و یا تپه های رضا آباد ایلام گذراند و دو سه روز پس از پذیرش قطعنامه هم مجروح و راهی بیمارستان شد … همان زمان که عراق حاضر به پذیرش قطعنامه نشد و هنوز جنگ به صورت جدی ادامه داشت.

از همرزمان شهید رمضانی فرمانده لشکر امام رضا که نه در جبهه های جنگ , که در تربت حیدریه و خواف هنگام مبارزه با اشرار شهید شد.

خدادادی می گوید: یک بار خبر احتمالی حمله عراق رسید گفتند عراقی ها می خواهند بیایند منطقه ماهوت را بگیرند  وقتی شهید رمضانی به عنوان فرمانده به من گفت اعلام کنم تا پیش از طلوع آفتاب مهمات و نیروهای کمکی برسد هر چند عراق حمله نکرد اما آنقدر صلابت داشت و حرفش مهم بود که در آن ارتفاع دو سه هزار متری واقعا تا قبل از طلوع آفتاب  مهمات رسید.    

جبهه معجزه هم داشت

دکتر علی رضا اسماعیلی اینک استاد دانشگاه است و در دانشگاههای تهران ، شهید بهشتی و دانشگاه پلیس در مقاطع فوق لیسانس و دکتری مشغول تدریس است وقتی به جبهه رفته ۱۶ سال بیشتر نداشته, مثل تمام رزمنده های نوجوان شناسنامه اش را دستکاری کرده و با همان سن کم عملیات شناسایی انجام میداده.

می گوید : اواخر سال تحصیلی با جمعی از دوستان به طرف گیلان غرب و سر پل ذهاب رفتیم . آموزشهایی که دیده بودیم بیشتر سلاح شناسی بود و نحوه حرکت در مناطق جنگی یا عملیات پدافند.اما بخاطر شوق و ذوق مبارزه و دفاع بعضی چیزها را خودمان کشف می کردیم.

منطقه ما بیشتر پدافندی بود و باید پای تپه ای که به طرف عراقیها بود شیاری درست می کردیم برای عملیات بعدی. کارمان را شبها انجام میدادیم که دیده نشویم , شبهایی خوفناک که مقابلمان عراقیها بودند و زیر پایمان رتیل و عقرب اما عشق و علاقه بود که در همان شبها ما را به سمت آن تپه ها می کشاند. بعد از نماز مغرب سینه خیز می رفتیم راس الخط و با تیشه های کوچک شیار می کندیم.

شاید عجیب باشد اما آن موقع در آن جبهه ها با آن خلوصِ بچه ها معجزه هایی رخ می داد باور نکردنی . شبی که هنگام زدن تیشه یکی از حلقه های نارنجکی که عراقیها انداخته بودند

داخل شیار کنده شد و با این که باید نارنجک منفجر می شد اما هیچ اتفاقی نیفتاد و من به لطف خدا زنده ماندم… حدود ۲۰ روز بعد هم که نصف شب با ۸ نفر دیگر برای شناسایی رفتیم  سمت عراقیها هنگام نماز صبح در یک کانال عمیق نماز می خواندیم که یک دفعه توپ ۱۰۶ عراقی را بالای سرمان دیدیم .

داشتند به طرف ایرانیها توپ پرتاب می کردند و سنگ ریزه بود که می ریخت روی سرمان ما درست کف رودخانه ای صخره ای بودیم که عراقیها بالای آن داشتند توپ می زدند اما ما را ندیدند و با کمک خدا بدون هیچ مشکلی وظیفه مان را انجام دادیم.

تک تیرانداز کوچک جبهه ها

عبدالله ابراهیمی هم ۱۲ ساله بوده که به جبهه رفته اما نه با دستکاری شناسنامه که دستکاری شناسنامه هم سن کم او را با قد و قامت کوچکش لو می داده. زیر صندلی اتوبوسِ رزمنده ها یا پشت ساکهای کابینهای قطار جای خوبی بوده برای مخفی شدن و او تمام کوچکی اش را پشت مخفی گاهها پنهان کرده تا با کمک معلم کلاس پنجم اش که بعدا به شهدا پیوسته به خط مقدم رسیده.از سال ۶۱ تا ۶۶ در جبهه تک تیرانداز بوده و در عملیاتی که خط مقدم بوده دچار موج انفجار شده.

خودش به خبرنگار قدس آنلاین  می گوید: تا چشم کار می کرد تانک بود خلاصه با یک گردان جلوی آنها ایستادیم ترکش خورد به صورتم اما از ترس این که مرا به پشت جبهه منتقل نکنند به عقب بر نگشتم و به تیراندازی ادامه دادم . رزمنده ها می گفتند نترسم. 

اما من در واقع حتی نمی دانستم گلوله چیست.یک بار هم وقتی چتر منور زدند بدون این که بدانم پشت خط میدان مین است با عجله دویدم تا چتر منور را بردارم چون عاشق این چترها بودم . وقتی به چتر رسیدم معاون گردان خواست سر جایم بایستم و حرکت نکنم او می دانست به چه جای خطرناکی رفته ام بعد خودش آمد مین پشت پایم را خنثی کرد و بعد هم یک سیلی زد به صورتم و گفت میدانی کجا رفتی؟

وسط میدان مین بودی! یک بار هم وقتی عراقیها در بیست قدمی ام بودند و من داخل سنگر نشسته بودم , وقتی دیدم دارند با خنده به طرفم می آیند و مرا با تمسخر به هم نشان می دهند اول زدم زیر گریه بعد بلند شدم و با یک یا مهدی تفنگ را گرفتم طرفشان و شروع کردم به تیراندازی. دو نفرشان کشته شدند و نفر سوم فرار کرد بعد تانکی عراقی پیچید سمت من که نارنجکی پرتاپ کردم طرفش و فرصت یافتم

خودم را بیندازم داخل یک کانال و پا به فرار بگذارم.  هر چه به طرف من تیراندازی کردند موفق به شهید کردنم نشدند.خلاصه نا آشنایی ام با فضای جبهه باعث می شد کارهایی انجام بدهم که از آگاهان جبهه بر نمی آمد.

مردم عادی هم رزمنده بودند

ن. حیدری دختر کرمانشاهی از ۷ سالگی تا ۱۴ سالگی اش را زیر توپ و تانک و بمباران گذرانده. از اولین روز مدرسه بیزار است چون همان کلاس اول دبستان جنگ شروع شده و اولین راکت خورده وسط حیاط مدرسه پشت خانه شان و دست و پای کودکانی را دیده که کنده شده از زیر آوار بیرون می کشیدند.

پدر بزرگش را دیده که هنگام عبور از خیابان , وقتی همان وسط وضعیت قرمز اعلام شده پدر بزرگ ۶۵ ساله اش نتوانسته به پناهگاه برود و بر اثر بمب خوشه ای دو تا پایش جلوی چشم او از بدنش جدا شده و تا آخر عمر ویلچر نشین بوده.

وقتی بزرگتر شده با تمام مردم شهر امداد رسان مجروحین و زخمی ها بوده و مثل همه مردم شهر میدانسته بعد از اتمام هر عملیات باید به طرف مدارس و بیمارستانها برود تا  به  مجروحین و شناسایی شهدا کمک کند.می گوید با همان خط کودکانه مشخصاتشان را می نوشته و باند و بتادین می آورده… یادش هست که عراق  وقتی اعلام می کرده که فلان ساعت کرمانشاه را بمباران می کند و مردم از شهر خارج می شدند درست زمانی اقدام می کرده که مردم به شهر باز می گشتند .

او به خبرنگار می گوید: همه ما رزمنده بودیم . لازم نبود همه اسلحه دست بگیرند و بروند خط مقدم. تمام شهرهای مرزی به نوعی درگیر جنگ بودند و آسیب روانی دیدند اما خیلی هاحتی یک پرونده از جانبازی ندارند .

 می گوید: ما هنوز هم از صدای بلند می ترسیم و مضطرب می شویم, از تماشای فیلم های جنگی می لرزیم, ما در سنین کودکی شاهد پاره پاره شدن عزیزان و آشنایانمان بودیم, برای ما هنوز هر ضربدر نشانه شیشه هایی است که بخاطر جلوگیری از ریز ریز شدن پنجره ها به آنها میزدیم.

می گوید: اولین تصور من از جنگ اول مهر است و اول مهر برایم یادآور جنگ , بمباران و کودکان غرق در خون.

ادامه مطلب...
صفحه1 از 1212345...10...آخرین »

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A